کتاب چگونه گوش دهیم (۲۰۲۲) نوشته Oscar Trimboli، به یکی از مهارتهای کمتر شناختهشده اما حیاتی، یعنی گوش دادن عمیق و آگاهانه میپردازد و نشان میدهد این توانایی چگونه میتواند کیفیت ارتباط و میزان درک متقابل میان افراد را دگرگون کند.
در کتاب چگونه گوش دهیم توضیح داده میشود چرا انسانها اغلب یکدیگر را اشتباه میفهمند و چه موانع ذهنی و رفتاری، مانع گوش دادن واقعی میشوند. نویسنده با معرفی تکنیکهای کاربردی، به ما میآموزد چگونه فاصله بین «شنیدن صرف» و «درک عمیق» را از بین ببریم.
این اثر با تمرکز بر سه جنبهی کلیدی، یعنی آنچه گفته میشود، آنچه ناگفته میماند و نقش سکوت در گفتگو، مسیر تازهای برای شکل دادن به گفتگوهای موثر و معنادار ارائه میدهد.
در نهایت، کتاب چگونه گوش دهیم راهنمایی الهامبخش برای هرکسی است که میخواهد روابط شخصی و حرفهای خود را با مهارت گوش دادن موثر، به سطحی بالاتر از ارتباط واقعی برساند.
اهمیت گوش دادن در دنیای امروز
در دنیای امروز، گوش دادن اغلب به صدایی در پسزمینه زندگی ما تبدیل شده است؛ کاری که گمان میکنیم بهصورت خودکار انجام میشود؛ درحالیکه ذهنمان جای دیگری سرگردان است. کتاب چگونه گوش دهیم با نگاهی دقیقتر، تفاوت میان «شنیدن» و «گوش دادن واقعی» را بررسی میکند و نشان میدهد این تفاوت، چگونه میتواند روابط نزدیک، سازمانها، جوامع و حتی مسیر تاریخ را دگرگون کند.
وقتی صداها نادیده گرفته میشوند یا دیدگاههای متفاوت کنار گذاشته میشوند، فرصتها از بین میروند، اعتماد از هم میپاشد و استعدادها بیثمر میمانند. هزینه این غفلت را میتوان در پروژههای شکستخورده، روابط از هم گسسته و ناهماهنگیهای پنهانی دید که آرامآرام پیشرفت را متوقف میکنند.
توهم مهارت در گوش دادن
اکثر ما تصور میکنیم در گوش دادن مهارت داریم؛ اما کتاب چگونه گوش دهیم با تکیه بر پژوهشها نشان میدهد ما خود را شش برابر بهتر از آنچه دیگران در ما میبینند، ارزیابی میکنیم. این شکاف شناختی مهم است؛ زیرا گوش دادن واقعی تنها شنیدن کلمات نیست؛ بلکه تمایل به تغییر ذهن و پذیرش دیدگاههای تازه است.
برای رسیدن به این سطح از گوش دادن، باید حواسپرتیها را کنار بگذاریم، در برابر تمایل به قضاوت یا پیشداوری مقاومت کنیم و ذهن خود را برای دیدگاههایی که ممکن است باورهایمان را به چالش بکشند، باز نگه داریم. کتاب چگونه گوش دهیم توضیح میدهد گوش دادن موثر، باعث کوتاهتر شدن گفتگوها، صرفهجویی در زمان و شکلگیری ارتباطات قویتر میشود؛ درحالیکه گوش دادن ضعیف، افراد را خسته، نادیده گرفتهشده و ناامید رها میکند.
گوش دادن، پیش از شروع کلمات آغاز میشود!
در کتاب چگونه گوش دهیم تاکید میشود گوش دادن، پیش از آنکه حتی یک کلمه بر زبان آید، آغاز میشود. این فرایند از لحظهای شروع میشود که ما وارد گفتگو میشویم و تصمیم میگیریم واقعا در لحظه حضور داشته باشیم. ذهن ما ممکن است هنوز درگیر تماس قبلی، ایمیل پاسخنداده یا افکار ناتمام روز باشد. اگر برای رها کردن این مشغلهها زمانی اختصاص ندهیم، ما را به دل گفتگو خواهند کشاند و مانع شنیدن واقعی خواهند شد. شاید در ظاهر مشغول گوش دادن به نظر برسیم؛ اما طرف مقابل بهخوبی تفاوت بین «توجه ظاهری» و «حضور واقعی» را احساس خواهد کرد.
کوککردن ذهن پیش از گفتگو
نویسنده در کتاب چگونه گوش دهیم گوش دادن را به اجرای ارکستر تشبیه میکند. همانطور که نوازندگان پیش از شروع هر اجرا، سازهای خود را کوک میکنند تا احترام خود را به موسیقی، مخاطب و یکدیگر نشان دهند، ما نیز باید پیش از هر گفتگو ذهن خود را کوک کنیم. این «کوککردن درونی» یعنی توقفی کوتاه برای کنار گذاشتن حواسپرتیها، آرامسازی ذهن و اعلام آمادگی برای شنیدن. این کار نشانهای از احترام به خود و به کسی است که قرار است با او صحبت کنیم.
گوش دادن به خود، پیش از گوش دادن به دیگران
در کتاب چگونه گوش دهیم آمده است گوش دادن موثر، از گوش دادن به درون خود آغاز میشود. تنها با سه دقیقه سکوت، خاموش کردن اعلانها و پرسیدن این سوال که: «الان درون من چه چیزی نیاز به شنیده شدن دارد؟» میتوان افکار و احساسات پنهان را آشکار کرد. زمانی که این احساسات را بشناسیم، دیگر اجازه نمیدهیم هنگام گفتگو، ذهنمان مانع ارتباط واقعی شوند.
مدیریت حواسپرتیهای درونی و بیرونی
کتاب چگونه گوش دهیم یادآور میشود حواسپرتیها همیشه وجود خواهند داشت؛ چه درونی، مانند نگرانی درباره گذشته یا آینده و چه بیرونی، مانند صداها، اعلانها یا مزاحمتها. نکته کلیدی این نیست که آنها را بهطورکلی حذف کنیم؛ بلکه باید یاد بگیریم زودتر متوجهشان شویم و دوباره تمرکز خود را بازیابیم. گاهی تنها یک نفس عمیق، یک مکث کوتاه یا توجه به جزئی از محیط، میتواند ما را به لحظهی حال بازگرداند.
آیین کوتاه برای حضور در گفتگو
پیش از شروع گفتگوی بعدیتان، کتاب چگونه گوش دهیم پیشنهاد میکند برای خود آیینی کوتاه بسازید:
- چشمان خود را ببندید.
- چند نفس عمیق بکشید.
- اعلانهای تلفن را خاموش کنید.
همین چند دقیقه آمادهسازی، میتواند کیفیت گوش دادن شما و احساس طرف مقابل را بهطور چشمگیری تغییر دهد.
در پایان این بخش، کتاب چگونه گوش دهیم تاکید میکند با «کوک کردن» ذهن و توجه پیش از گفتگو، میتوانیم کیفیت ارتباط را به شکل چشمگیری افزایش دهیم. این آمادگی درونی باعث میشود تمرکز، همدلی و درک ما از طرف مقابل عمیقتر شود و گفتگوها به تجربههایی انسانیتر و موثرتر تبدیل شوند.
بهای سنگین گوش ندادن واقعی
در کتاب چگونه گوش دهیم آمده است هزینه با دقت گوش ندادن، گاهی بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور میکنیم. نمونهای مشهور از این موضوع در سال ۲۰۰۵ رخ داد، زمانی که اقتصاددان راگورام راجان، در جمعی از مدیران بانکی هشدار داد نظام مالی جهان بهدلیل ساختار ناعادلانه پاداشها، در آستانه فروپاشی است؛ بااینحال هشدار او نادیده گرفته شد و تنها سه سال بعد، بحران مالی جهانی رخ داد. مشکل، کمبود اطلاعات نبود؛ مسئله این بود که کسی حاضر نبود واقعا گوش دهد.
کتاب چگونه گوش دهیم تاکید میکند گوش دادن سطحی و حذف جزئیات ناخوشایند، شاید در لحظه آسانتر به نظر برسد؛ اما در واقع باعث میشود واقعیتهای حیاتی را نادیده بگیریم و از درک عمیق موقعیت باز بمانیم.
تمایل ذهن به شنیدن چیزهای آشنا
ذهن انسان بهطور طبیعی تمایل دارد تنها چیزهایی را بشنود که با باورها و تجربیات قبلیاش هماهنگ است. این عادت، در ظاهر کارآمد به نظر میرسد؛ اما در واقع باعث میشود تفاوتها و نکات تازهای را که بیشترین اهمیت را دارند، از دست بدهیم. در کتاب چگونه گوش دهیم توضیح داده میشود برای گوش دادن موثر، باید آگاهانه تشخیص دهیم آیا فقط شباهتها را میشنویم تا دیدگاه خود را تایید کنیم یا دنبال تفاوتها هستیم تا آن را گسترش دهیم.
نویسنده خاطرنشان میکند ذهن ما میتواند در هر دقیقه بیش از ۴۰۰ واژه را پردازش کند؛ درحالیکه گوینده تنها حدود ۱۲۵ واژه در دقیقه بیان میکند. این اختلاف سرعت، باعث میشود ذهن ما بهراحتی منحرف شود، فرضیات خود را وارد گفتگو کند یا بخشهایی از معنا را از دست بدهد؛ بههمیندلیل است که انجام چند وظیفه به طور همزمان هنگام گوش دادن، تقریبا همیشه به شکست منجر میشود.
توجه واقعی یعنی همدلی؛ نه دلسوزی
در کتاب چگونه گوش دهیم تفاوت مهمی میان «همدلی» و «دلسوزی» بیان میشود. همدلی به معنای درک احساسات طرف مقابل است؛ درحالیکه دلسوزی، تمرکز را بهسمت خود ما برمیگرداند. گوش دادن همراه با همدلی به طرف مقابل پیام میدهد که احساسش درک شده و شنیده میشود؛ درحالیکه دلسوزی ناخواسته، مرکز گفتگو را از او میگیرد.
در موقعیتهای گروهی نیز، جهت دادن به توجه اهمیت دارد. کتاب چگونه گوش دهیم پیشنهاد میکند ابتدا اهداف مشترک را مشخص کنید، سپس از همان آغاز گفتگو، تفاوتها را بپذیرید تا بهجای ایجاد تنش، به درک عمیقتر و پیشرفت جمعی کمک کنند.
تمرینهای ساده برای ماندن در لحظه
برای حفظ تمرکز در گفتگو، کتاب چگونه گوش دهیم چند روش کاربردی ارائه میدهد. بهعنوان مثال، هنگام حواسپرتی، چند ثانیه به رنگ چشم طرف مقابل نگاه کنید، نفس خود را آهستهتر کنید یا وضعیت بدنتان را تغییر دهید. این نشانههای کوچک، ذهن را دوباره به لحظه حال بازمیگردانند و کمک میکنند واقعا بشنوید چه گفته میشود.
در پایان این بخش، کتاب چگونه گوش دهیم یادآور میشود که تمرکز واقعی، کلید تفاوت میان شنیدن و درک کردن است. وقتی ذهن خود را از انجام چند وظیفه آزاد میکنیم، نهتنها بهتر میشنویم؛ بلکه ارتباطی انسانیتر، موثرتر و مبتنی بر اعتماد میسازیم.
شنیدن فراتر از کلمات
در کتاب چگونه گوش دهیم تhکید میشود شنیدن واقعی تنها به کلمات محدود نمیشود. افراد ماهر در گوش دادن، از چشمها، زبان بدن و حتی فضای اطراف خود برای دریافت معناهای پنهان استفاده میکنند. گاهی آنچه گفته نمیشود، از آنچه به زبان میآید مهمتر است، و اینجا است که نقش نگاه، حالت بدن و محیط آشکار میشود.
قدرت نگاه در ارتباط انسانی
نگاه، یکی از قویترین ابزارهای ارتباطی است. در کتاب چگونه گوش دهیم آمده است تماس چشمی پایدار، نهتنها نشانه توجه است؛ بلکه به طرف مقابل اطمینان میدهد که شنیده و درک میشود؛ البته این تماس نباید مصنوعی یا طولانی باشد؛ بلکه باید طبیعی، آرام و هماهنگ با ریتم گفتگو شکل گیرد. نگاه میتواند بدون نیاز به کلام، همدلی و درک را منتقل کند.
زبان بدن؛ گفتوگوی خاموش
نویسنده در کتاب چگونه گوش دهیم توضیح میدهد وضعیت بدن، حرکات دستها، زاویه نشستن و حتی نحوه تنفس، سیگنالهای مهمی درباره میزان حضور ذهن و توجه ما ارسال میکند. اگر بدن ما بسته، منقبض یا بیحرکت باشد، پیام بیعلاقگی منتقل میشود؛ اما وقتی اندکی بهسمت گوینده متمایل شویم، سر را تکان دهیم یا با حالت چهره پذیرش نشان دهیم، گفتگو عمق بیشتری پیدا میکند. زبان بدن در واقع «زبان دوم گوش دادن» است.
نقش محیط در کیفیت گوش دادن
در کتاب چگونه گوش دهیم اشاره میشود محیط فیزیکی نیز بر کیفیت گوش دادن اثر میگذارد. نور زیاد، سروصدا یا حضور موانع فیزیکی میتواند تمرکز را مختل کند. ایجاد فضایی آرام با حداقل حواسپرتی و فاصله مناسب، نشان میدهد به گفتگو احترام میگذاریم. حتی جزئیاتی مانند قرار دادن تلفن در حالت بیصدا یا نشستن در زاویه دید مستقیم، پیام آشکاری از توجه واقعی ارسال میکند.
ترکیب نگاه، بدن و فضا برای شنیدن عمیقتر
افرادی که در گوش دادن مهارت دارند، از هماهنگی میان نگاه، زبان بدن و محیط برای دریافت پیامهای احساسی و معنایی استفاده میکنند. در کتاب چگونه گوش دهیم آمده است وقتی این سه عنصر همزمان تنظیم شوند، عملا فضایی ایجاد میشود که در آن «درک»، جایگزین «شنیدن صرف» میشود.
چرا باید داستان را از ابتدا شنید؟
در کتاب چگونه گوش دهیم آمده است بیشتر افراد هنگام تعریف یک داستان، از میانه یا نقطه اوج آن شروع میکنند، از همان جایی که احساس میکنند «مهمترین بخش» است؛ اما وقتی مقدمه و پیشزمینه حذف میشود، معنا از بین میرود، ارتباط ضعیف میشود و ذهن شنونده با فرضیات اشتباه جای خالیها را پر میکند. یادگیری اینکه چگونه به «قبل از ماجرا» گوش دهیم، یعنی شنیدن زمینه و ریشههای داستان، میتواند درک ما از دیگران را بهطور چشمگیری افزایش دهد.
درک بهتر با شنیدن پیشزمینه
کتاب چگونه گوش دهیم برای توضیح این مفهوم از تجربه سایمون گریر، فعال اجتماعی آمریکایی، مثال میزند. او به دانشجویان آموزش میدهد بتوانند با وجود اختلافات عمیق سیاسی، موثر و محترمانه گفتگو کنند؛ اما درک کار او زمانی عمیقتر میشود که گذشتهاش را بشنویم: «او در خانوادهای یهودی و چپگرا بزرگ شد، تابستانهایش را در اردوگاههای کمونیستی گذراند و بعدها با جنبش «همبستگی» لهستان همکاری کرد». وقتی این داستان پسزمینه آشکار شد، فعالیت او دیگر یک پروژه انتزاعی نبود؛ بلکه ادامه طبیعی مسیر زندگیاش بود.
در زندگی روزمره نیز همین قاعده برقرار است. تا زمانی که پیشزمینه را نشنویم، نیمی از واقعیت را از دست میدهیم.
خطر جهیدن به اوج داستان
نویسنده در کتاب چگونه گوش دهیم یادآور میشود بسیاری از گفتگوها شبیه فیلمی هستند که از صحنه اوج آغاز میشود. اگر تنها بدانید در فیلم «میلیونر زاغهنشین»، قهرمان داستان در حین مسابقه مورد بازجویی پلیس قرار میگیرد، بخش مهمی از روایت عشق، رنج و سالها تلاش او را از دست دادهاید. ما نیز در گفتگوها اغلب چنین میکنیم؛ وقتی اطلاعات ناقص میشنویم، جای خالی را با حدسهای خود پر میکنیم.
نتیجه چیست؟ «سوءتفاهم و خستگی ذهنی».
به همین دلیل، کتاب چگونه گوش دهیم پیشنهاد میکند بهجای فرضیهسازی، از طرف مقابل بخواهیم «به ابتدا برگردد». پرسشی ساده مثل: «میتونی از جایی شروع کنی که این موضوع اولینبار پیش اومد؟» اغلب درها را روی درک عمیقتر باز میکند.
اهمیت زمینه در قضاوت رویدادها
در کتاب چگونه گوش دهیم مثالی از مسابقات تنیس آزاد آمریکا در سال ۲۰۱۸ آورده میشود، زمانی که درگیری سرنا ویلیامز با داور کارلوس راموس در رسانهها بهعنوان «خشم ناگهانی» توصیف شد؛ اما با دانستن پیشزمینه درمییابیم راموس، به داوری سختگیر معروف بود، مربی سرنا از جایگاه تماشاگران به او علامت داده بود و سرنا در تلاش بود با کسب بیستوچهارمین عنوان قهرمانی گرند اسلم، رکوردی تاریخی ثبت کند. وقتی این زمینه را بدانیم، معنای رفتار او کاملا متفاوت به نظر میرسد.
چگونه با یک سوال، عمق گفتگو را بیشتر کنیم؟
در گفتگوهای روزمره، کتاب چگونه گوش دهیم توصیه میکند هرگاه احساس کردید چیزی از داستان گم شده، مکث کنید و بپرسید: «اولینبار کی متوجه این موضوع شدی؟» همین پرسش ساده میتواند دریچهای تازه به درک کاملتر بگشاید.
در پایان، کتاب چگونه گوش دهیم تاکید میکند وضوح در گفتگو، تنها زمانی بهدست میآید که زمینه و پیشزمینه را نیز بشنویم. وقتی بدانیم «قبل از اتفاق، چه گذشته»، زبان به نقشهای از معنا تبدیل میشود و شنیدن، از سطح کلمات به عمق تجربه انسانی میرسد.
تمرکز و باز کردن مسیر گفتگو
در کتاب چگونه گوش دهیم، نویسنده نشان میدهد شنوندههای حرفهای، فقط به واژهها گوش نمیدهند؛ بلکه به چگونگی بیان آنها نیز دقت میکنند. این بخش از کتاب، تاکید دارد معنای واقعی گفتار در لایههای پنهان زبان، لحن و حتی ترتیب واژهها نهفته است.
نشانههای زبانی فراتر از کلمات
یکی از مثالهای تاثیرگذار در کتاب چگونه گوش دهیم، به تجربه «کوین بریگز»، افسر بازنشسته پلیس بزرگراه، اشاره دارد. او سالها در پل گلدن گیت با افرادی روبهرو میشد که در حساسترین لحظات زندگیشان قرار داشتند. بریگز دریافت زمانی که فرد از پاسخهای کوتاه به جملات توصیفیتر میرسد، نشانهای از رشد اعتماد و تمایل او برای تصور آینده است. این موضوع نشان میدهد معنا، اغلب فراتر از واژهها قرار دارد و شنیدن واقعی، یعنی دیدن نشانههایی که در گفتار پنهان هستند.
نقش صفات در درک احساسات
در کتاب چگونه گوش دهیم آمده است صفات میتوانند احساسات پنهان را آشکار کنند. در یک پروژه کاری، اعضا، عملکرد خود را با واژههایی مانند «خستهکننده»، «ناامیدکننده» و «سیاسی» توصیف کردند. هیچکس از واژه «اعتماد» استفاده نکرد؛ اما همین صفات، نبود اعتماد را آشکار کردند. این بخش از کتاب یادآور میشود شنیدن دقیق، یعنی توجه به واژههایی که دیگران برای توصیف تجربه خود انتخاب میکنند.
ضمایر؛ نشانهای از تمرکز درونی یا بیرونی
یکی دیگر از نکات کلیدی در کتاب چگونه گوش دهیم، بررسی ضمایر است. گویندهای که بیشتر از «من» استفاده میکند، معمولا بر درون خود متمرکز است؛ درحالیکه فردی که از «ما» یا «آنها» استفاده میکند، دیدگاهی جمعیتر دارد. با درک این الگوها میتوان فهمید ذهن شخص در چه سطحی عمل میکند و با پرسشهای دقیقتر، او را به چشماندازی بازتر هدایت کرد.
سبک گفتاری و هماهنگی در ارتباط
در کتاب چگونه گوش دهیم تاکید میشود سبک بیان افراد نیز اهمیت زیادی دارد. برخی از طریق داستانگویی بهتر ارتباط برقرار میکنند و برخی دیگر با دادهها و جزئیات دقیقتر. ناهماهنگی میان این دو سبک، اغلب باعث سوءتفاهم میشود. وقتی شنونده با سبک گوینده هماهنگ میشود، اعتماد تقویت شده و گفتوگو روانتر پیش میرود.
کتاب چگونه گوش دهیم به شما میآموزد واژههایی مانند «همیشه» یا «هرگز»، میتوانند نشانهای از طرز تفکر مطلقگرایانه باشند. همچنین اینکه گوینده بیشتر از گذشته، حال یا آینده سخن میگوید، دیدگاه او نسبت به تجربه و تغییر را روشن میسازد. توجه به این جزئیات زبانی، کمک میکند عمق بیشتری از ذهن و احساس فرد مقابل را درک کنید.
تمرین عملی برای شنیدن عمیقتر
نویسنده در کتاب چگونه گوش دهیم پیشنهاد میدهد در گفتوگوهای روزمره به ضمایری که طرف مقابل استفاده میکند توجه کنید. اگر او بیشازحد از «من» استفاده میکند، با پرسشی درباره «ما» یا «آنها» مسیر گفتگو را گسترش دهید. این تغییر کوچک، میتواند دیدگاه فرد را وسیعتر کرده و حس شنیدهشدن واقعی را در او تقویت کند.
کمک به گویندگان برای رسیدن به معنا
در کتاب چگونه گوش دهیم، نویسنده تاکید میکند نخستین پاسخهای افراد معمولا تنها سطحی از حقیقت را نشان میدهد. بیشتر ما هفت برابر سریعتر از سرعت صحبت کردن فکر میکنیم؛ بنابراین آنچه ابتدا بیان میکنیم، تنها بخشی کوچک از واقعیت درونی ما است. نقش یک شنونده موثر این است فراتر از واژهها برود و معنای واقعی پشت آنها را کشف کند.
شنیدن برای معنا؛ نه فقط برای پاسخ
در کتاب چگونه گوش دهیم آمده است گوش دادن موثر به معنی شنیدن صرف نیست؛ بلکه هنر درک انگیزهها، احساسات و ارزشهای پنهان در پس کلمات است. بسیاری از افراد در ابتدای گفتگو، تنها بخشی از حقیقت را بیان میکنند؛ زیرا هنوز احساس امنیت یا درک شدن ندارند. وظیفه شنونده، ایجاد فضایی امن و صبورانه است تا گوینده بتواند به عمق احساسات خود برسد.
از احساسات تا معنا؛ عبور از سطح به عمق
در کتاب چگونه گوش دهیم توضیح داده میشود احساسات، نشانههایی از معنا هستند. گاهی یک ناراحتی کوچک، مثل جا گذاشتن ظرف در سینک، ممکن است نشانه نگرانی عمیقتری درباره احترام، عشق یا ارتباط باشد. شنوندهای که واقعا گوش میدهد، میتواند فرد را از «چه اتفاقی افتاد» به «چه معنایی دارد» هدایت کند.
یافتن نشانههای زبانی برای کشف عمق گفتگو
نویسنده در کتاب چگونه گوش دهیم میگوید: زمانی که گوینده از عباراتی مانند «در واقع»، «اصل ماجرا این است» یا «مسئله مهم اینجاست» استفاده میکند، معمولا از سطح به عمق، در حال حرکت است. این نقاط، لحظات کلیدی گفتوگو هستند که شنونده باید با سکوت و توجه، فضا را برای درک بیشتر باز نگه دارد.
برای تمرین این مهارت، کتاب چگونه گوش دهیم پیشنهاد میدهد در پایان هر گفتگو، کمی مکث کنید. پاسخ ندهید، قضاوت نکنید و عجلهای برای ارائه راهحل نداشته باشید. فقط بپرسید: «این موضوع برای تو چه معنایی دارد؟»
سپس سکوت کنید و اجازه دهید فرد فکر کند. معمولا پاسخ دوم، همان جایی است که معنای واقعی آشکار میشود.
نکته اصلی کتاب چگونه گوش دهیم نوشته اسکار تریمبولی این است که گوش دادن، مهارتی فراتر از شنیدن واژهها است. مهارتی است در درک آنچه در پسِ کلمات نهفته است، پیوند دادن تجربههای گذشته به امیدهای آینده و کمک به دیگران برای کشف آنچه واقعا برایشان اهمیت دارد.
وقتی خود را برای گفتوگو آماده میکنید، با دقت تمرکز خود را هدایت میکنید و به ماهیت سخن گوش میدهید نه به هیاهوی اطراف آن، مکالمات شما کوتاهتر، شفافتر و عمیقتر میشوند. نتیجه آن است که اعتماد میان افراد تقویت میشود، از اتلاف تلاش جلوگیری میشود و فرصت برای شنیده شدن صداهایی فراهم میگردد که معمولاً نادیده گرفته میشوند.
هر بار که تصمیم میگیرید با عمق و توجه واقعی گوش دهید، در حقیقت درِ ارتباطات قویتر و تغییرات واقعی را روی خود و دیگران باز میکنید.
اگر دنبال رشد فردی و توسعه مهارتهای ارتباطی هستید، پیشنهاد میکنیم «خلاصه کتاب توهم نبوغ» را در وبسایت مدیرسبز مطالعه کنید؛ کتابی که دیدگاه شما را درباره درک خود و دیگران دگرگون خواهد کرد.
میانگین امتیاز 3.3 / 5. تعداد آرا: 3





