4 سیستم مدیریت تیم
4 سیستم مدیریت تیم
5
(1)

این مقاله که برگرفته از محتوای کانال یوتیوب ProcessDriven است، به معرفی چهار سیستم ساده اما قدرتمند می‌پردازد که تیم‌های کوچک برای مدیریت موثر کارها به آن‌ها نیاز دارند.

هدف اصلی این مطلب نشان دادن این موضوع است که ایجاد یک سیستم مدیریت تیم کارآمد، نیازی به صدها دستورالعمل پیچیده یا نمودارهای گیج‌کننده ندارد؛ بلکه تنها با چهار ستون اصلی می‌توان شرایطی فراهم کرد که کسب‌وکار از وابستگی کامل به مدیر فاصله بگیرد و حتی در غیاب او نیز فعالیت‌ها روان، مداوم و کم‌استرس ادامه پیدا کند.

 

اهمیت چهار سیستم

تحلیل داده‌ها از بیش از ۴۰۰۰ شرکت در حوزه‌های مختلف، از وکلا و پیمانکارها گرفته تا شرکت‌های هولدینگ و تجربه مستقیم با هزاران تیم کوچک، نشان می‌دهد تقریبا همه سازمان‌های کوچک به همان چهار پایه ساده نیاز دارند.

ایجاد یک سیستم مدیریت تیم موثر، نیازی به صدها SOP سنگین یا داشبوردهایی با ده‌ها فیلد پیچیده ندارد که هیچ‌کس قادر به استفاده از آن‌ها نباشد؛ بلکه چهار سیستم ساده کافی است تا هم یادآوری کنند چه کاری باید انجام شود، هم نحوه انجام آن را ثبت کنند، و مهم‌تر از همه، تیم واقعا از آن‌ها استفاده کند.

 

سیستم اول: اجرا (Execution)

سیستم اول در چارچوب سیستم مدیریت تیم، اجرای کارها است.

اجرا به‌معنای عملی کردن وظایف است و نقش حیاتی در موفقیت هر تیم کوچک دارد. حتی بهترین فرآیندها نیز اگر به‌موقع و مطابق انتظار انجام نشوند، نتیجه‌ای نخواهند داشت. اجرای موثر شامل تمامی انواع وظایف است:

  • کارهای مرتبط با مشتری
  • وظایف داخلی
  • تعهدات تکرارشونده مانند حسابداری و مالیات

عناصر کلیدی اجرای موفق

دو عنصر کلیدی برای اجرای موفق در سیستم مدیریت تیم عبارت‌ند از:

1. یک محل مشخص برای تمام کارها
تمامی to-doها باید در یک محل مرکزی ذخیره شوند؛ مثلا یک سیستم تسک منیجر که تیم روی آن توافق دارد. این کار از پراکندگی و گم‌شدن وظایف جلوگیری کرده و شفافیت را افزایش می‌دهد.

2. تعریف واضح از هر «تسک»
تیم باید توافق کند یک تسک، چه ویژگی‌هایی دارد. در یک سیستم مدیریت تیم استاندارد، هر تسک باید موارد زیر را داشته باشد:

  • یک نفر مسئول
  • یک دِدلاین مشخص
  • یک خروجی قابل اندازه‌گیری و قابلیت انجام در یک «نشست کاری»

منظور از نشست کاری (one work sitting)، اندازه‌ای از کار است که بتوان آن را در یک بازه تمرکزی کامل به پایان رساند.

اگر تسک‌ها مبهم یا بزرگ باشند، مثلا «صلح جهانی»، هیچ‌کس نمی‌داند از کجا شروع کند؛ بنابراین تقسیم کارها به گام‌های کوچک، مشخص و قابل اجرا، راز اصلی اجرای پیوسته و موثر در هر سیستم مدیریت تیم است.

 

سیستم دوم: مستندسازی (Documentation)

مستندسازی یکی از ستون‌های کلیدی در سیستم مدیریت تیم است و اغلب افراد از آن واهمه دارند؛ زیرا تصور می‌کنند باید دفترچه‌های سیاستی طولانی و پیچیده‌ای بنویسند که هیچ‌کس آن را نخواند. در واقع، مستندسازی موثر باید ساده، عملیاتی و مبتنی بر تجربه باشد.

تصور کنید یک جفت جوراب راحت پیدا شده است؛ آیا آن جوراب کنار گذاشته می‌شود؟ «خیر، نگه داشته و استفاده می‌شود».

کسب‌وکار نیز به همین شکل است:

وقتی یک روش کاری موثر کشف می‌شود، مثلا ساختار جلسه فروش که نرخ تبدیل را بالا می‌برد، باید در سیستم مدیریت تیم مستندسازی شود تا دفعه بعد نیز همان تجربه قابل تکرار باشد».

مستندسازی به‌معنای «نگه داشتن و استفاده مجدد از روش‌های موفق» است تا فرآیندها همیشه قابل اجرا باشند.

نکات کلیدی مستندسازی در سیستم مدیریت تیم

1. کوتاه و سریع باشد: یادداشت‌های ۲ تا ۱۰ دقیقه‌ای، بولت‌پوینت‌ها یا قالب‌های کوتاه کافی است؛ نه ویدیوهای طولانی و نه SOPهای ۲۰ صفحه‌ای، مگر در موارد ضروری.
2. مبتنی بر تجربه: تمرکز بر آنچه انجام شده و دلایل موفقیت آن باشد؛ نه پیش‌بینی‌های پیچیده آینده.
3. قابل دسترسی و به‌روز: ساختار باید طوری باشد که اعضای تیم بتوانند سریع آن را پیدا و اعمال کنند.

هدف از این کار، ساختن یک کتاب خشک نیست؛ بلکه کاهش بار فکری اعضای تیم است. در نتیجه، وقتی قرار است فاکتوری ارسال شود یا جلسه‌ای برگزار گردد، نیاز نیست هر بار همه چیز از صفر شروع شود و انرژی تیم برای کارهای ارزشمندتری مثل رشد کسب‌وکار و تولید محتوا آزاد می‌شود.

 

سیستم سوم: ایده‌ها (Ideas)

پس از راه‌اندازی اجرای کار و مستندسازی، یکی از چالش‌های رایج در سیستم مدیریت تیم، بزرگ شدن فهرست ایده‌ها و تسک‌ها است. تیم‌ها به‌طور طبیعی ایده‌های بیشتری اضافه می‌کنند و هر کسب‌وکاری این تجربه را دارد. سیستم ایده‌ها پاسخ می‌دهد چگونه تصمیم گرفته شود، چه چیزی شایسته تمرکز است و چه چیزی باید به آینده موکول گردد.

اصل ساده این است همه ایده‌ها ارزش عملی شدن در همان لحظه را ندارند. برای مدیریت این فشار، تیم باید به دو پرسش کلیدی پاسخ دهد:

1. چه کاری بعدی است؟ (تمرکز)
2. چرا اکنون باید آن را انجام دهیم؟ (پیسینگ یا زمان‌بندی)

در سیستم مدیریت تیم، این مسئله با ایجاد یک «خط» در فهرست کارها حل می‌شود: تمامی ایده‌ها ذخیره می‌شوند؛ اما تنها تعدادی که با ظرفیت و جهت‌گیری فعلی مطابقت دارند، وارد صف اجرا می‌شوند.

نکته مهم این است فهرست ایده‌ها نباید غیرفعال باشد و صرفا به مکانی برای انباشت تبدیل شود. نیاز به بازبینی‌های منظم، مثلا هفتگی یا دو هفته‌ای و سازوکار تصمیم‌گیری وجود دارد تا فهرست همواره زنده، مرتبط و قابل استفاده باقی بماند.

 

سیستم چهارم: تیم (Team)

تمام سیستم‌های قبلی بدون تعامل تیم بی‌معنی هستند. حتی اگر بهترین فرآیندها و ابزارها ایجاد شوند، در صورتی که تیم نتواند آن‌ها را در روال روزمره خود به کار ببرد، نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود.

در سیستم مدیریت تیم، این بخش مربوط به ایجاد عادات، فرهنگ و مکانیسم‌هایی است که استفاده از سیستم‌ها را تضمین می‌کند.

اجزای کلیدی سیستم تیم در یک سیستم مدیریت تیم موفق:

1. عادت‌های تیمی: شامل بخش‌هایی برای تشویق، به‌روزرسانی SOPها در جلسات، یادآوری‌های دوره‌ای برای بازبینی فهرست ایده‌ها و سایر فعالیت‌هایی که استفاده از سیستم‌ها را تقویت می‌کنند.
2. آموزش و تمرین (Train-and-Do): موثرترین روش یادگیری فرآیندها، آموزش دادن و سپس تمرین مهارت در همان جلسه است.
3. شاخص‌ها و معیارها: متریک‌ها می‌توانند رفتار تیم را تشویق کنند. برای مثال، میزان «سیستماتیزه شدن» اعضا یا تعداد SOPهای به‌روزرسانی‌شده را می‌توان پیگیری و در بررسی عملکرد وارد کرد.

سیستم تیم همچنین باید شامل بازخوردهای دوره‌ای و گفتگو درباره فرآیندها باشد تا سیستم‌ها به مرور بهبود یافته و کارکنان احساس مالکیت نسبت به آن‌ها داشته باشند. این عنصر، قلب سیستم مدیریت تیم است که تضمین می‌کند تیم‌ها از سیستم‌ها بهره کامل ببرند و عملکرد بهینه داشته باشند.

 

پیاده‌سازی این چهار سیستم

شناخت این چهار سیستم اولین قدم در ایجاد یک سیستم مدیریت تیم موفق است؛ اجرای آن‌ها مرحله‌ای چالش‌برانگیز محسوب می‌شود. چارچوبی ساده برای پیاده‌سازی این سیستم‌ها وجود دارد که تیم‌ها می‌توانند به‌صورت خودیار یا با کمک مربیان پیاده‌سازی کنند:

۱. شروع کوچک و مشخص

برای پیاده‌سازی سیستم مدیریت تیم، شروع با حوزه‌ای کوچک و مشخص اهمیت زیادی دارد. به‌جای تلاش برای تغییر همه فرآیندها به‌صورت هم‌زمان، ابتدا یک قسمت کوچک کسب‌وکار انتخاب شود، مثلا مدیریت وظایف هفتگی یا نحوه نوشتن فاکتور.
این روش باعث می‌شود تیم راحت‌تر با سیستم هماهنگ شود و یادگیری مرحله‌ای رخ دهد. همچنین موفقیت در یک حوزه کوچک، انگیزه لازم برای توسعه سیستم‌ها در بخش‌های دیگر را فراهم می‌کند.

۲. تعیین محل مرکزی برای کارها

یکی از پایه‌های سیستم مدیریت تیم، داشتن یک محل مرکزی برای ثبت تمام تسک‌ها است. بهتر است یک تسک‌منیجر واحد انتخاب شود که همه اعضای تیم به آن دسترسی داشته باشند و آموزش‌های لازم برای استفاده صحیح از آن ارائه شود.
این کار از پراکندگی اطلاعات جلوگیری می‌کند، شفافیت ایجاد می‌کند و باعث می‌شود هر کس بداند چه وظایفی دارد و چه مهلت‌هایی برای انجام آن‌ها تعیین شده است.

۳. استاندارد کردن تعریف تسک

در یک سیستم مدیریت تیم موفق، تعریف تسک باید واضح و استاندارد باشد. بهترین روش استفاده از قاعده «یک نفر، یک ددلاین، یک خروجی، یک نشست کاری» است. این یعنی هر تسک باید موارد زیر را شامل شود:

  • یک مسئول مشخص
  • یک زمان اتمام دقیق
  • خروجی مشخص و قابل اندازه‌گیری
  • اندازه به‌گونه‌ای که در یک بازه تمرکزی کاملا قابل انجام باشد

این کار از سردرگمی جلوگیری می‌کند و اجرای تسک‌ها را قابل پیش‌بینی و پیوسته می‌کند.

۴. مستندسازی سریع و عملی

پس از انجام هر کار، ۲–۱۰ دقیقه صرف ثبت نکات کلیدی یا قالب‌های ایمیل شود.

این کار به یک عادت در سیستم مدیریت تیم تبدیل می‌شود و باعث می‌شود دانش و تجربه‌ها از دست نرود. مستندسازی سریع و عملیاتی، تیم را قادر می‌سازد فرآیندها را بدون اینکه زمان زیادی از اعضا گرفته شود یا بار فکری اضافی ایجاد شود، تکرار و بهبود دهد.

پیاده‌سازی چهار سیستم مدیریت

۵. جمع‌آوری و بازبینی ایده‌ها

یک فهرست مرکزی برای ایده‌ها ایجاد شود تا همه ایده‌ها و پیشنهادها در یک محل ذخیره شوند. در فواصل زمانی مشخص، مثلا هفتگی یا دو هفته‌ای، این فهرست بازبینی شود و تصمیم گرفته شود کدام ایده‌ها وارد صف اجرا شوند.

این سازوکار باعث می‌شود تیم بتواند روی اولویت‌ها تمرکز کند و فشار ناشی از حجم زیاد ایده‌ها را مدیریت کند که یکی از عناصر کلیدی سیستم مدیریت تیم است.

۶. شکل دادن عادات تیمی

برای اینکه سیستم مدیریت تیم واقعا موثر باشد، تیم باید عادات مشخصی داشته باشد.

به‌عنوان‌مثال، در جلسات هفتگی بخشی برای تبادل فرایندها، مرور SOPها و جشن دستاوردهای سیستماتیک در نظر گرفته شود. این عادت‌ها باعث تقویت استفاده از سیستم‌ها و ایجاد فرهنگ سیستماتیک در تیم می‌شود و اطمینان می‌دهد همه اعضا در جریان فرآیندها هستند.

۷. اندازه‌گیری شاخص‌ها

چند شاخص ساده اما کاربردی انتخاب و در بررسی عملکرد تیم استفاده شود. این شاخص‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشد:

  • درصد تسک‌های انجام شده به‌موقع
  • تعداد مستندسازی‌های جدید
  • تعداد ایده‌هایی که وارد اجرا شده‌اند.

اندازه‌گیری شاخص‌ها در سیستم مدیریت تیم باعث می‌شود تیم و مدیران بتوانند پیشرفت و میزان بهره‌وری سیستم‌ها را به‌صورت عینی ارزیابی کنند و در صورت نیاز به بهبود اقدام کنند.

۸. تکرار و بهبود

پیاده‌سازی سیستم‌ها پایان کار نیست؛ این یک چرخه یادگیری مداوم است. هر چند هفته یکبار نتایج بازبینی و سیستم‌ها بهبود داده شوند. این کار باعث می‌شود فرآیندها با تغییر نیازها و شرایط کسب‌وکار هماهنگ بمانند و تیم همیشه در مسیر بهینه فعالیت کند. تکرار و بهبود یکی از مهم‌ترین بخش‌های سیستم مدیریت تیم است که تضمین می‌کند سیستم‌ها کارا و قابل اتکا باقی بمانند.

با پیاده‌سازی این چارچوب، تیم‌ها می‌توانند اطمینان پیدا کنند هر چهار سیستم، اجرا، مستندسازی، ایده‌ها و تیم، در سیستم مدیریت تیم به‌طور هماهنگ عمل می‌کنند و کسب‌وکار بدون وابستگی کامل به مدیر نیز به پیش می‌رود.

 

اشتباهات رایج که باید از آن‌ها اجتناب کرد

در مسیر پیاده‌سازی سیستم مدیریت تیم، برخی اشتباهات رایج می‌توانند کارایی سیستم‌ها را کاهش دهند یا کل فرآیند را ناکارآمد کنند. آگاهی از این اشتباهات و اجتناب از آن‌ها، نقش مهمی در موفقیت تیم‌ها دارد:

نوشتن SOPهای طولانی و ناملموس
ایجاد دستورالعمل‌های پیچیده و طولانی که هیچ‌کس قادر به استفاده از آن‌ها نیست، انرژی تیم را هدر می‌دهد و باعث می‌شود فرآیندها نادیده گرفته شوند. یک سیستم مدیریت تیم موفق باید مستندسازی ساده، کاربردی و قابل دسترسی داشته باشد.

انباشتن ایده‌ها بدون بازبینی
قرار دادن ایده‌ها در یک فهرست و عدم بازبینی منظم، باعث ایجاد «ایده‌دستگاه خاک‌گیر» می‌شود. بدون بازبینی و اولویت‌بندی، حجم ایده‌ها تیم را سردرگم می‌کند و تمرکز روی کارهای مهم کاهش می‌یابد.

ساخت ابزارهای پیچیده با فیلدهای زیاد
ابزارهای خیلی پیچیده و با فیلدهای متعدد، به جای ساده‌سازی کار، سردرگمی ایجاد می‌کنند. در سیستم مدیریت تیم، ابزارها باید ساده، کاربرپسند و هماهنگ با فرآیندهای تیم باشند.

بی‌توجهی به تعامل تیم
تصور اینکه می‌توان تمام کارها را بدون تعامل و همراهی تیم اجرا کرد، یکی از اشتباهات بزرگ است. حتی بهترین فرآیندها و ابزارها بدون مشارکت و هماهنگی تیم، کارایی لازم را نخواهند داشت.

اجتناب از این اشتباهات باعث می‌شود سیستم مدیریت تیم به درستی کار کند، تیم عملکرد بهینه داشته باشد و فرآیندها پایدار و قابل توسعه باقی بمانند.

 

نمونه عملی اجرای موفق سیستم مدیریت تیم

تصور کنید صبح یک تیم کوچک مشغول کار روی پروژه‌ای است. به‌جای مدیریت هم‌زمان ایمیل‌ها، یادداشت‌ها و ذهن اعضا، همه درخواست‌ها در تسک‌منیجر مرکزی ثبت شده‌اند و قابل پیگیری هستند.

مثالی از یک تسک روشن در سیستم مدیریت تیم:
«ارسال پیشنهاد قیمت به مشتری X». این تسک یک مسئول مشخص، یک ددلاین معین و قالب ایمیل مستندسازی شده دارد که همه اعضا می‌توانند به آن دسترسی پیدا کنند.

در بازبینی هفتگی، این تسک در صف ایده‌ها قرار نمی‌گیرد؛ زیرا پیش از آن موردتایید بوده و اجرای آن کامل شده است. در جلسه هفتگی تیم، فردی که SOP مربوط به این تسک را به‌روزرسانی کرده، مورد ستایش قرار می‌گیرد و رفتار صحیح تشویق می‌شود.

در نتیجه، کارها به‌طور پیوسته انجام می‌شوند و تیم کاملا می‌داند چگونه و چرا هر تسک اجرا شده است. این نمونه نشان می‌دهد سیستم مدیریت تیم بدون اینکه وابستگی کامل به حضور مدیر وجود داشته باشدچگونه باعث شفافیت، بهره‌وری و ایجاد عادات مثبت در تیم می‌شود، .

 

با پیاده‌سازی چهار سیستم اصلی سیستم مدیریت تیم، تیم‌ها قادر خواهند بود با آرامش و کارایی بالاتر وظایف روزانه را مدیریت کنند و انرژی خود را روی کارهای ارزشمندتر متمرکز کنند.

برای آشنایی با یک چارچوب جامع‌تر و گام‌به‌گام در زمینه سیستم‌سازی کسب‌وکار، مطالعه مقاله «۷ مرحله سیستم‌سازی کسب‌وکار از زبان نویسنده کتاب SYSTEMology» در وبسایت مدیرسبز توصیه می‌شود. این مقاله تکمیل‌کننده مسیر یادگیری سیستم‌ها و مدیریت تیم است و می‌تواند ابزارهای عملی بیشتری برای توسعه کسب‌وکار ارائه دهد.

 

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

فیلم چالش 5 روزه سیستم سازی

با شرکت در این چالش، حداقل 40 درصد از زمان خودتان را آزاد کنید!

1.490.000 تومان

298.000 تومان