کتاب تاسیس پس از 40 (2017) نوشته Glenda Shawley، به بررسی فرصتها و چالشهایی میپردازد که در مسیر کارآفرینان میانسال و کسانی که در سنین بالاتر تصمیم به راهاندازی کسبوکار میگیرند، وجود دارد. این کتاب با مثالهای روشن و توصیههای کاربردی، به خواننده نشان میدهد چگونه میتوان در هر سنی کسبوکاری موفق و سودآور را از پایه ساخت.
اگر دنبال الهام، اعتمادبهنفس و نقشهای واقعی برای شروع دوباره در میانسالی هستید، کتاب تاسیس پس از 40 راهنمایی ضروری برای شما است تا مسیر کارآفرینی را با آگاهی و جسارت طی کنید.
فرصت دوباره در دهه چهلسالگی
احساس نگرانی در آستانه چهلسالگی کاملا طبیعی است. با افزایش سن، مسئولیتها نیز بیشتر میشوند و ممکن است تصور کنید زمان مناسب برای راهاندازی کسبوکار شخصی گذشته است؛ اما کتاب تاسیس پس از 40 دیدگاهی متفاوت ارائه میدهد:
چگونه از این دوران، فرصتی برای شکوفایی بسازیم؟
کتاب تاسیس پس از 40 دقیقا برای پاسخ به همین سوال نوشته شده است. این کتاب، گامبهگام اصول اساسی کسبوکار را توضیح میدهد و با ترکیب دانش و اعتمادبهنفس، میآموزد چگونه رئیس خود شوید و کاری معنادار را به واقعیت روزمرهتان تبدیل کنید.
از شناسایی مشتری ایدهآل گرفته تا قیمتگذاری محصولات و ساخت برند معتبر، هر فصل از کتاب تاسیس پس از 40، راهنمایی جامع و عملی برای شروعی تازه در میانسالی است. این کتاب نشان میدهد موفقیت و خلاقیت، محدود به جوانی نیست؛ بلکه در هر سنی میتوان کسبوکاری پررونق و رضایتبخش بنا کرد.
اهمیت درک «چرایی» در مسیر کارآفرینی
تا زمانی که ندانید چرا وارد مسیر کسبوکار شدهاید، هرگز نمیتوانید کسبوکاری موفق و پایدار بسازید.
در سال ۱۹۹۲، نویسنده و مشاور کسبوکار گلندا شاولی درآمد خوبی از کارهای فریلنسری داشت؛ از آموزش و نگارش مقاله برای مجلات تخصصی گرفته تا کمک به افراد برای بهبود رزومهشان؛ بااینحال گلندا هنوز صاحب یک کسبوکار واقعی نبود. علت این موضوع ساده بود: «او نمیدانست «چرا» کار میکند».
مانند بسیاری از افراد، هدف اولیه گلندا از شروع کار، تامین مالی خانواده و یافتن معنایی فراتر از امور روزمره خانوادگی بود. این اهداف قابل احترام بودند؛ اما پایهای محکم برای ساخت یک کسبوکار موفق محسوب نمیشدند.
چرا «چرایی» شما برای مشتریان مهم است؟
در دنیای امروز، مشتریان تنها به محصول یا قیمت توجه نمیکنند؛ بلکه به انگیزه و ارزشهای پشت کسبوکار نیز اهمیت میدهند. اگر مشتری احساس کند با فلسفهی وجودی شما، یعنی همان چرایی، همجهت است، به برند وفادارتر خواهد بود.
برای مثال، فیزیوتراپیستی را در نظر بگیرید که «چرایی» او، کمک به بیماران برای داشتن زندگی بدون درد است. این هدف برای مشتریانش الهامبخش و قابلدرک است و آنها را ترغیب میکند تا او را به فیزیوتراپیست دیگری که صرفا دنبال سود است، ترجیح دهند.
مزایای داشتن یک «چرایی» شفاف
وقتی دلیل واقعی فعالیت خود را بدانید، تصمیمگیریها آسانتر و هدفمندتر میشوند. همان فیزیوتراپیست با دانستن «چرایی» خود، دقیقا تشخیص میدهد کدام نوع کارها با هدفش سازگار است و کدام نه. در نتیجه، اطرافیان و همکارانش نیز دقیقا میدانند چه نوع مشتریانی را باید به او معرفی کنند.
اما گلندا، چون «چرایی» مشخصی نداشت، صرفا هر کاری را که درآمد خوبی داشت قبول میکرد. این رویکرد او را خسته، سردرگم و از مسیر اصلیاش دور کرد. حتی اطرافیانش هم نمیدانستند دقیقا چه خدماتی ارائه میدهد و برای چه نوع مشتریانی مناسب است.
وقتی گلندا این مشکل را درک کرد، مسیر خود را بازتعریف کرد و اکنون «چرایی» او کمک به افراد برای راهاندازی کسبوکار شخصی خودشان است؛ هدفی روشن، الهامبخش و متناسب با ارزشهای درونیاش.
چگونه «چرایی» خود را پیدا کنیم؟
برای کشف «چرایی» واقعی، باید سراغ علاقهها و تواناییهای منحصربهفرد خود بروید. از خود بپرسید چه چیزی شما را هیجانزده میکند و در چه زمینهای احساس معنا و انگیزه دارید.
البته یافتن پاسخ این پرسشها همیشه بهتنهایی آسان نیست؛ گاهی لازم است از دوستان و خانوادهتان کمک بگیرید. آنها اغلب ویژگیها و استعدادهایی را در شما میبینند که خودتان بهدلیل عادت، دیگر متوجهشان نمیشوید.
در نهایت، کتاب تاسیس پس از 40 یادآور میشود موفقیت در میانسالی، نه با تلاش بیهدف؛ بلکه با شناخت عمیق از انگیزه درونی آغاز میشود. وقتی بدانید چرا کاری را انجام میدهید، مسیر پیشرو شفافتر و الهامبخشتر خواهد بود.
درک اصول پایهای کسبوکار برای جلوگیری از اشتباهات رایج
پس از آنکه دلایل خود برای شروع کسبوکار را شناختید، طبیعی است که پرانرژی و هیجانزده بخواهید سریع وارد عمل شوید؛ اما کتاب تاسیس پس از 40 تاکید میکند پیش از هر اقدامی، باید اصول بنیادین کسبوکار را درک کنید؛ زیرا همین اصول ساده میتوانند شما را از اشتباهاتی که بسیاری از کارآفرینان مرتکب میشوند، نجات دهند.
اشتباه اول: تلاش برای جلب رضایت همه
در آغاز مسیر، ممکن است وسوسه شوید محصولات یا خدمات خود را بهگونهای طراحی کنید که برای همه جذاب باشند. در ظاهر، این ایده منطقی به نظر میرسد؛ هرچه مشتریان بیشتر باشند، درآمد نیز بیشتر است؛ اما در واقع، این یکی از بزرگترین خطاهای کارآفرینی است.
هیچ محصولی در دنیا وجود ندارد که برای همه جذاب باشد. هر فردی سلیقه، نیاز و ترجیحات خاص خود را دارد. تصور کنید خودتان هنگام خرید، از برندها و فروشگاههای خاصی خوشتان میآید؛ درحالیکه برخی دیگر را بهکل رد میکنید.
همین موضوع برای مشتریان شما نیز صادق است.
اگر بخواهید محصولی بسازید که موردپسند همه باشد، در نهایت چیزی بیهویت و کمجاذبه تولید میکنید که هیچکس واقعا آن را نمیخواهد؛ بنابراین، بهجای جلب رضایت همه، بر یک گروه خاص تمرکز کنید؛ گروهی که واقعا به آنچه ارائه میدهید علاقهمند است. این تمرکز، رمز ایجاد جامعهای از مشتریان وفادار و مشتاق است.
اشتباه دوم: فرض اینکه مردم فقط چیزهای ضروری میخرند
یکی از باورهای اشتباه این است مشتریان صرفا چیزهایی را میخرند که به آن نیاز دارند؛ اما واقعیت بازار متفاوت است: «مردم بیشتر بر اساس خواستههایشان خرید میکنند؛ نه نیازهایشان».
در دنیای مصرفگرایی، تصمیمات خرید معمولا از احساسات و میل به لذت نشات میگیرند. بسیاری از ما حتی خرید اقلام ضروری را به تاخیر میاندازیم؛ چون هیجانانگیز نیستند.
به خریدهای اخیر خود فکر کنید: «چند مورد از آنها واقعا ضروری بودند و چند مورد صرفا مورد علاقهتان؟»
پس اگر صاحب کسبوکار هستید، باید محصولات یا خدمات خود را نهتنها مفید؛ بلکه جذاب و خواستنی بسازید. موفقترین برندها آنهایی هستند که بین نیاز و میل مشتری تعادل ایجاد کردهاند.
اشتباه سوم: تکیه بیشازحد بر مشتریان وفادار
اگرچه ایجاد جامعهای از مشتریان وفادار ارزشمند است؛ اما کتاب تاسیس پس از 40 هشدار میدهد نباید تمام بقا و رشد کسبوکار را بر پایه آنها بنا کنید. دلیلش ساده است: «همهی کسبوکارها، ماهیت تکراری ندارند».
اگر کالایی میفروشید که مشتریان بهصورت مداوم به آن نیاز دارند، مانند مواد غذایی یا محصولات زیبایی، میتوانید روی خریدهای مکرر حساب کنید؛ اما اگر کسبوکار شما شامل خدماتی است که بهندرت تکرار میشوند، مانند برنامهریزی مراسم عروسی، باید بهطور مداوم مشتریان جدید جذب کنید تا رشد پایدار داشته باشید.
در نهایت، کتاب تاسیس پس از 40 یادآور میشود موفقیت در هر سنی، بهویژه پس از چهلسالگی، با درک اصول پایهای کسبوکار آغاز میشود. موارد زیر، سه ستون اصلی ساخت یک کسبوکار موفق در میانسالی هستند:
1. مشتری مناسب
2. شناخت انگیزههای واقعی خرید
3. حفظ تعادل میان وفاداری و جذب مشتریان جدید
شناسایی مشتری ایدهآل
پس از آشنایی با اشتباهات رایج کارآفرینی، نوبت به یکی از مهمترین گامها در مسیر موفقیت، یعنی «شناخت مشتری ایدهآل» میرسد.
در کتاب تاسیس پس از 40 تاکید میشود هیچ کسبوکاری نمیتواند برای همه مناسب باشد؛ بلکه باید دقیقا بداند محصولات یا خدماتش برای چه گروهی طراحی شدهاند. مشتری ایدهآل، گروهی خاص از افراد است که دقیقا به آنچه شما ارائه میدهید نیاز و علاقه دارند.
تمرکز بر یک بازار خاص و هدفمند
برای شناسایی مشتری ایدهآل، باید دنبال بازاری خاص؛ اما عمیق باشید؛ یعنی گروهی که هم محدود و مشخص باشد و هم تعداد کافی از افراد علاقهمند در آن وجود داشته باشد.
برای مثال، «مادران» یک بازار خاص محسوب میشوند؛ اما آنقدر گسترده هستند که نمیتوان برای همه آنها یک پیام بازاریابی واحد طراحی کرد. در مقابل، تمرکز بر «مادران دارای نوزاد زیر سه ماه» نمونهای از یک نیچ مارکت هدفمند و عمیق است.
در این حالت، شما میتوانید زبان برند خود را طوری تنظیم کنید که دقیقا با دغدغهها و احساسات این گروه همسو باشد.
همچنین میتوانید تبلیغات خود را در مکانهایی، از جمله کافههای خانوادگی یا انجمنهای آنلاین مادران انجام دهید که این گروه حضور دارند. چنین تمرکزی باعث میشود پیام بازاریابی شما دقیقتر، احساسیتر و اثرگذارتر باشد.
اهمیت بررسی موقعیت جغرافیایی و ظرفیت بازار
پیش از تصمیمگیری نهایی درباره مخاطبان هدف، تحلیل منطقهای نیز ضروری است.
فرض کنید قصد دارید فروشگاه لباس زنانه لوکسی افتتاح کنید. پیش از امضای قرارداد اجاره، باید بپرسید: «آیا در این منطقه بهاندازه کافی زنان مرفه وجود دارند که مشتری بالقوه شما باشند؟»
حتی اگر شکاف بازار مشخصی وجود داشته باشد، نبود مشتریان کافی میتواند سودآوری شما را تهدید کند.
در بسیاری از مناطق، میتوان از طریق دادههای شهری یا گزارشهای مربوط به توسعههای مسکونی جدید، به اطلاعات جمعیتشناختی و اقتصادی دست یافت و تصمیمات آگاهانهتری گرفت.
آزمایش ایده پیش از سرمایهگذاری جدی
بعد از تعیین دقیق بازار هدف، باید بررسی کنید آیا مشتریان بالقوه حاضر هستند محصولات شما را با قیمتی که برایتان سودآور است خریداری کنند یا نه.
برای این کار، کتاب تاسیس پس از 40 پیشنهاد میکند ابتدا ایده خود را در مقیاس کوچک و کمهزینه آزمایش کنید؛ مثلا با اجاره یک غرفه در بازارهای محلی آخر هفته یا برپایی یک فروشگاه موقت (Pop-up Store) در محلی که مخاطبانتان زیاد رفتوآمد دارند.
این رویکرد کمریسک، کمک میکند بازخورد واقعی مشتریان را بشنوید، نقاط ضعف محصول را شناسایی کنید و در صورت نیاز، پیش از سرمایهگذاری بزرگ، مسیر کسبوکار را اصلاح نمایید.
در نهایت، کتاب تاسیس پس از 40 یادآور میشود شناخت مشتری ایدهآل، سنگبنای یک کسبوکار موفق است. وقتی بدانید دقیقا برای چه کسانی کار میکنید و آنها چه میخواهند؛ نهتنها بازاریابی موثرتری خواهید داشت؛ بلکه کسبوکارتان نیز رشد پایدار و هدفمندتری را تجربه میکند.
برندسازی منسجم و مبتنی بر ارزشها
یکی از مهمترین درسهایی که کتاب تاسیس پس از 40 به کارآفرینان یادآوری میکند، این است برندسازی صرفا یک لوگو یا طراحی زیبا نیست؛ بلکه بازتابی از ارزشها و رفتارهای درونی کسبوکار شما است.
برای درک اهمیت برند، کافی است به تصمیمهای خرید خود فکر کنید. نویسنده در بخشی از کتاب اشاره میکند در دوران جوانی حاضر نبود خودرویی از برند Skoda بخرد، چون این برند به خرابیهای مکرر مشهور بود؛ درعینحال، از خرید Volvo هم پرهیز میکرد، چون آن را بیشازحد خانوادگی و غیرهیجانانگیز میدانست.
این مثال ساده نشان میدهد برند چگونه میتواند حتی پیش از تجربه مستقیم، احساس و قضاوتی مشخص در ذهن مخاطب ایجاد کند.
برند چیزی فراتر از ظاهر است!
بسیاری از صاحبان کسبوکار تصور میکنند برند همان چیزی است که مشتری میبیند: «لوگو، رنگبندی فروشگاه، طراحی سایت یا لباس کارکنان»؛ اما کتاب تاسیس پس از 40 تاکید میکند که این، تنها بخش قابل مشاهدهی یک کوه یخ است.
در لایههای پنهانتر، عناصر عمیقتری از هویت و جوهرهی برند نهفته است:
- نحوهی برخورد با مشتریان
- کیفیت خدمات پس از فروش
- بازخوردها و نظرات در شبکههای اجتماعی
- لحن ارتباطی در پیامها و تبلیغات
وقتی میان آنچه در ظاهر نشان میدهید و آنچه در عمل انجام میدهید تناقض وجود داشته باشد، برند شما آسیب میبیند؛ بهعنوان مثال، اگر شرکتی با شعار «با ما احساس امنیت کنید» فعالیت میکند، اما رانندگانش بیاحتیاط رانندگی میکنند، عملا اعتماد مخاطبان را از بین میبرد و تصویر برند خود را تخریب میکند.
قدرت شبکههای اجتماعی در ساخت یا تخریب برند
در گذشته، یک مشتری ناراضی شاید تجربهی منفی خود را با پنج نفر در میان میگذاشت؛ اما امروز، در دنیای متصل به شبکههای اجتماعی، همان مشتری میتواند نارضایتیاش را به پنج هزار نفر منتقل کند.
به همین دلیل، کتاب تاسیس پس از 40 هشدار میدهد هیچ چیز به اندازه یک تجربهی منفی، نمیتواند برند یک کسبوکار کوچک را از مسیر موفقیت خارج کند.
برند خود را بر پایه ارزشهای واقعی بسازید
برای ساخت یک برند منسجم، ابتدا باید مشخص کنید کسبوکار شما دقیقا چه ارزشهایی را نمایندگی میکند.
نویسنده نمونهای از یک هنرمند موزاییکساز را مطرح میکند که دو ارزش کلیدی برای برند خود تعریف کرده است:
1. محصولاتش باید مقرونبهصرفه باشند.
2. کیفیت هر قطعه، صرفنظر از قیمت، باید عالی باشد.
وقتی این ارزشها شفاف میشوند، مسیر برندسازی بسیار سادهتر و هدفمندتر پیش میرود.
چه ارزش شما «لوکس در دسترس» باشد، مانند همین هنرمند، یا «قابلیت اطمینان خانوادگی» مثل برند Volvo، مهمترین نکته آن است که برندتان باید در گفتار، رفتار و تجربهی مشتری، منسجم و اصیل باقی بماند.
در نهایت، کتاب تاسیس پس از 40 یاد میدهد یک برند موفق، تنها با طراحی ظاهری شکل نمیگیرد؛ بلکه از درون، بر پایهی ارزشها، صداقت و ثبات در رفتار ساخته میشود و این، دقیقا همان چیزی است که اعتماد مشتریان را در هر سنی به دست میآورد.
سودآوری با اجرای استراتژیهای درست قیمتگذاری
صرفنظر از انگیزههای والا و اهداف شما در راهاندازی کسبوکار، کتاب تاسیس پس از 40 تاکید میکند هر کسبوکاری در نهایت باید سودآور باشد. یکی از مزایای شروع کسبوکار پس از چهلسالگی این است معمولا تجربهای در مدیریت مالی، حتی اگر فقط بودجه خانوادگی باشد، دارید.
با این حال، برای بسیاری از کارآفرینان تازهکار، محاسبه اعداد و بودجهبندی یکی از چالشبرانگیزترین مراحل است.
اهمیت برنامهریزی مالی
با کمی برنامهریزی و تفکر پیش از شروع، میتوانید مسیر مالی کسبوکارتان را هموار کنید. یکی از مهمترین ابزارها در این مسیر، استراتژی درست قیمتگذاری است. قیمتگذاری مناسب اجازه میدهد هم مبلغ منصفانهای از مشتریان دریافت کنید و هم درآمد کافی برای رشد کسبوکارتان داشته باشید.
استراتژیهای رایج قیمتگذاری
۱. قیمتگذاری بر اساس هزینه به اضافه سود
در این روش، قیمت محصول یا خدمات با محاسبه هزینه تولید و افزودن درصدی مشخص بر آن تعیین میشود. قبل از انتخاب درصد مناسب، تحقیق کنید معمولا در صنعت شما چه میزان سوددهی رایج است.
بهعنوان مثال، اگر فروشنده لباسهای لوکس هستید، باید درصد بالاتری اضافه کنید؛ زیرا ممکن است بخشی از موجودی پس از فصل تخفیف بخورد و حاشیه سود شما کاهش یابد.
۲. قیمتگذاری رقابتی
این روش شامل بررسی دقیق قیمتهای رقبای شما و تعیین قیمتی پایینتر از آنها است. این استراتژی میتواند مفید باشد؛ اما اگر حاشیه سود کم باشد و کنترل هزینهها دقیق انجام نشود، ممکن است تمام سود شما از بین برود. بنابراین قبل از انتخاب این روش، مطمئن شوید که توان مدیریت مالی دقیق را دارید.
۳. قیمتگذاری مبتنی بر ارزش
بهجای رقابت صرف با قیمتهای بازار، ارزش بیشتری به محصول یا خدمات خود اضافه کنید که مشتریان حاضر باشند برای آن هزینه بیشتری بپردازند. بهعنوان مثال، یک آرایشگر میتواند با ارائه ماساژ سر همراه هر کوتاه کردن مو، قیمت بالاتر خود را توجیه کند. این استراتژی زمانی موثر است که ارزش افزوده، هزینه کمی برای شما داشته باشد؛ اما برای مشتریان جذاب و متفاوت باشد.
کتاب تاسیس پس از 40 نشان میدهد قیمتگذاری هوشمندانه و متناسب با بازار، تجربه مشتری و کنترل هزینهها، کلید سودآوری پایدار در کسبوکار پس از چهلسالگی است.
قرار دادن نیازهای مشتری در مرکز کسبوکار
برای بسیاری از ما، شروع کسبوکار پس از چهلسالگی جذاب به نظر میرسد: «میتوانید رئیس خود باشید، ساعات کاری را با زندگی خانوادگی هماهنگ کنید و انتخاب کنید چگونه و چه زمانی کار کنید».
اما کتاب تاسیس پس از 40 تأکید میکند اگر فکر میکنید همه چیز باید حول محور شما بچرخد، بهتر است تجدید نظر کنید. موفقیت واقعی در کسبوکار زمانی حاصل میشود که نیازهای مشتریان، نه خواستههای شما، در قلب کسبوکار قرار داشته باشد.
مسیر مشتری و تجربه مشتریمحور
برای ایجاد یک کسبوکار مشتریمحور، باید سفر مشتری را از اولین لحظهای که با کسبوکار شما آشنا میشود، در نظر بگیرید. بسیاری از کارآفرینان اشتباه میکنند که فقط مشتری ایدهآل خود را مشخص میکنند، قیمتگذاری میکنند و انتظار دارند مشتریان، خودبهخود جذب شوند؛ اما واقعیت پیچیدهتر است.
اولین قدم این است بدانید چگونه آگاهی مشتریان را نسبت به کسبوکار خود افزایش دهید. این کار زمانی موثر است که ابتدا به مشکلی فکر کنید که مشتری شما با آن روبهرو است و سپس نشان دهید کسبوکار شما چگونه میتواند آن مشکل را حل کند.
مثال عملی
فرض کنید کسبوکارتان خدمات اتو ارائه میدهد و مشتری ایدهآل شما مادری چهلساله است که با فشار کار تماموقت و مراقبت از فرزندان و امور خانه غرق است.
او دنبال کاهش استرس و رفع مشکلات ناشی از کمخوابی و سردرد است؛ اما شاید به استفاده از سرویس اتو برای سبک کردن بار خود فکر نکرده باشد.
برای جلبتوجه این مادر پرمشغله، حضور آنلاین خود را طوری طراحی کنید که مشکل او را با زبان خودش بیان کند و راهحل شما را ارائه دهد. مثلا پیام تبلیغاتی شما میتواند چنین باشد:
با این روش، از همان ابتدا، آگاهی مشتری ایدهآل شما نسبت به کسبوکار افزایش مییابد و تمرکز کامل بر نیازها و مشکلات او است.
مزایای مشتریمحور بودن
با قرار دادن تجربه مشتری در مرکز کسبوکار، نهتنها مشتریان از توجه و درک نیازهایشان لذت میبرند؛ بلکه شما نیز از این استراتژی سود خواهید برد. وقتی مشتری بداند تجربه او برای شما اولویت دارد، اعتماد و رضایت او شکل میگیرد و پایهای قوی برای رشد پایدار کسبوکار ایجاد میشود.
کتاب تاسیس پس از 40 نشان میدهد موفقیت پس از چهلسالگی، با تمرکز بر مشتری و حل مشکلات واقعی آنها آغاز میشود و این همان چیزی است که یک کسبوکار پایدار و موفق را میسازد.
یافتن فرد مناسب برای کمک به کسبوکار
شروع یک کسبوکار پس از چهلسالگی مزایای خاص خود را دارد؛ شما معمولا با تجربهتر و با اعتمادبهنفستر از دهه بیست زندگی خود هستید؛ اما یکی از چالشها، کمتر بودن انرژی و توان جسمی نسبت به سالهای گذشته است.
این مسئله، به شرط آنکه بدانید چه زمانی نیاز به کمک گرفتن دارید، مشکلی ایجاد نمیکند. کسبوکار نوپای شما ممکن است مانند یک فرزند باشد که دوست ندارید به کسی بسپارید؛ اما شناسایی زمان مناسب برای کمک گرفتن، کلید موفقیت است.
شناسایی وظایفی که باید برونسپاری شوند
ممکن است متوجه شوید وقت زیادی صرف کارهایی میکنید که یک متخصص میتواند در کسری از زمان انجام دهد. بهعنوان مثال، یک طراح کارت تبریک که تمام روز خود را به معرفی کارتهایش به فروشگاههای محلی اختصاص میدهد و وقت کمی برای طراحی محصولات جدید دارد، میتواند فروش و بازاریابی را به یک نماینده متخصص بسپارد.
این نماینده، با توجه به ارتباطات و شبکه موجود طراح، میتواند فروش را آسانتر انجام دهد.
هر زمان که با یک وظیفه دشوار مواجه شدید، از خود بپرسید: «آیا منطقی است این کار را برونسپاری کنم؟»
جذب نیروی مناسب
اگر تصمیم به استخدام گرفتید، راهکارهای مناسبی برای جذب فرد درست در نظر بگیرید. بسیاری از کارفرمایان صرفا از مصاحبه سنتی استفاده میکنند؛ اما این روش میتواند فریبنده باشد؛ ممکن است فردی خوشبیان نظر شما را جلب کند ولی مهارت لازم برای شغل را نداشته باشد.
برای جلوگیری از این اشتباه، ابتدا وظایف دقیق شغل را مشخص کنید:
- اگر شغل نیازمند تماس تلفنی با مشتریان است، یک مصاحبه تلفنی میتواند مهارتهای ارتباطی فرد را ارزیابی کند.
- اگر نقش اداری است، یک تمرین عملی مانند اولویتبندی وظایف و تکمیل آنها میتواند مهارت واقعی متقاضی را نشان دهد.
با پیروی از این راهکارها و بهرهگیری از تجربه چند دهه زندگی، میتوانید با اعتمادبهنفس، به چالشهای کارآفرینی پاسخ دهید و در سالهای آینده به رضایت شخصی و موفقیت مالی دست یابید.
کتاب تاسیس پس از 40 تاکید میکند موفقیت در کارآفرینی در دوران میانسال، نهتنها به مهارتها و تجربه شما؛ بلکه به توانایی تشخیص زمان مناسب برای کمک گرفتن و جذب افراد مناسب نیز بستگی دارد.
با استفاده از نکات کتاب تاسیس پس از 40 درباره شناخت «چرایی»، تمرکز بر مشتری و برونسپاری هوشمندانه، شما اکنون ابزارهای لازم برای راهاندازی یک کسبوکار پایدار و هدفمند پس از چهلسالگی را در اختیار دارید.
این مسیر، ترکیبی از تجربه زندگی، تصمیمگیری هوشمندانه و مدیریت منابع است که شما را بهسمت موفقیت و رضایت شخصی هدایت میکند.
اگر دنبال گسترش دیدگاه خود درباره خلق کسبوکارهای ماندگار و تاثیرگذار هستید، پیشنهاد میکنیم خلاصه کتاب «پیشگامان؛ ۸ اصل ماندگاری در کسبوکار از نگاه کارآفرینان مهاجر» را در وبسایت مدیر سبز مطالعه کنید.
این کتاب، با ارائه هشت اصل کلیدی و بررسی داستانهای واقعی کارآفرینان مهاجر، نقشه راهی برای ایجاد کسبوکارهایی ماندگار، هدفمند و تاثیرگذار بر جامعه ارائه میدهد که میتواند مکمل مسیر شما در کارآفرینی پس از چهلسالگی باشد.
میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0




