در این مقاله، برندن بورچارد، مربی پیشروی عملکرد و خالق برنامه رشد «GrowthDay»، اصول ساده اما قدرتمندی را توضیح میدهد که برای مدیریت تیم موثر ضروری است.
این تیم میتواند یک خانواده باشد، یک استارتاپ کوچک یا یک بخش بزرگ در شرکتهای فورتونی. توضیحات او کاملا مستقیم و کاربردی ارائه شدهاند تا بتوانید این اصول را بهراحتی در تیم به کار ببرید. اگر میخواهید با بهترین روشهای مدیریت تیم، تیمتان سریعتر پیش برود، زمان کمتری را هدر دهید و همزمان فضایی سرشار از معنا و ارتباطات عمیق بسازید، این راهنما برای شما است.
با تمرکز بر اصول عملی مدیریت تیم، میتوانید نتایج ملموس و پایدار در عملکرد اعضای تیم خود ایجاد کنید.
نمای کلی: چهار اصل کلیدی مدیریت تیم
1. ایجاد ریتم هفتگی
هر عضو تیم باید دقیقا بداند هر هفته چه وظایف و کارهایی را باید انجام دهد تا عملکرد تیم بهینه شود. این کار اساس یک مدیریت تیم موثر است.
2. استخدام یک «راننده»
فردی که مسئول هدایت دستور کار، زمانبندی و نظارت بر پیشرفت تیم باشد. داشتن چنین نقش مشخصی، ستون اصلی مدیریت تیم موفق است.
3. فشار معقول برای بهینهسازی زمان
رهبران باید تیم را تشویق کنند کارایی خود را افزایش دهند و روی فعالیتهای کلیدی که بیشترین تاثیر را دارند تمرکز کنند. این رویکرد، بهبود مستمر در مدیریت تیم را تضمین میکند.
4. مربیگری برای سرعت و فرهنگ
همیشه بررسی کنید آیا تیم با سرعت کافی پیش میرود و فرهنگ سازمانی سالم و معنادار حفظ میشود. این اصل، قلب هر استراتژی موفق مدیریت تیم است.
چرا این چهار اصل در مدیریت تیم اهمیت دارند
بسیاری از رهبران و بنیانگذاران استارتاپها نمیدانند چرا تیمشان کُند یا پراکنده عمل میکند. در شرکتهای بزرگ هم همین چالش اما در مقیاس وسیعتر وجود دارد.
سوال اینجا است: «چطور میتوانیم سریعتر پیش برویم و درعینحال تیمی مشتاق، همکاریکننده و شاد داشته باشیم؟»
پاسخ این سوال در چهار نوع فعالیت تکرارشونده و نقشهایی است که باید بهطور واضح پر شوند. بدون اجرای این اصول و ساختارها، مدیریت تیم بهسختی ممکن میشود و تمرکز و بهرهوری اعضای تیم به خطر میافتد.
۱. ریتم را برقرار کنید: «هر هفته چه باید انجام شود؟»
اولین و مهمترین مسئولیت هر رهبر در مدیریت تیم، تعیین ریتم سازمانی است. منظور از ریتم، چرخه تکرارشوندهای است که در آن هر عضو تیم دقیقا میداند چه خروجیهایی باید هر هفته ارائه دهد و چه جلساتی را باید شرکت کند.
این ریتم شامل موارد زیر است:
- جلسات هفتگی یا روزانه با تمرکز بر نتایج و موانع پیشرو.
- فعالیتهای حداقلی که برای حفظ عملیات، درآمد یا خدمات ضروری هستند.
- تعریف دقیق مسئولیتها و همپوشانیها بین نقشها.
وقتی همه اعضای تیم ریتم کاری خود را بدانند، انتظارها شفاف میشود و اجرای وظایف روانتر پیش میرود. بدون این ساختار، افراد سردرگم میشوند و بهرهوری تیم کاهش پیدا میکند؛ بنابراین اجرای این اصل برای مدیریت تیم موثر بسیار حیاتی است.
۲. کسی را بیاورید که «دستور کار را پیش ببرد»
در مدیریت تیم، همه افراد لازم نیست رهبر، خالق یا کلاننگر باشند. برخی افراد ذاتا به جزئیات و اجرای کار علاقهمند هستند. اگر شما بیشتر نقش ایدهپرداز یا خالق را دارید، به یک «راننده» نیاز دارید تا مسئولیتهای اجرایی تیم را به عهده بگیرد و مطمئن شود کارها طبق برنامه پیش میرود. این فرد وظایف زیر را بر عهده دارد:
- تنظیم تقویم و ریتم کاری تیم
- یادآوری وظایف به اعضا تا همه بدانند چه باید انجام دهند.
- پیگیری تحقق اهداف ماهیانه و هفتگی
به یاد داشته باشید: «کسی را پیدا کنید که دستور کار را پیش ببرد». اگر خودتان نمیخواهید یا نمیتوانید این نقش را ایفا کنید، آن را به فردی دیگر بسپارید. این فرد میتواند دستیار اجرایی، مدیر عملیات یا حتی یک عضو خانواده باشد.
نکته کلیدی این است در مدیریت تیم، یک نفر همیشه مسئول هماهنگی و پیگیری باشد تا عملکرد تیم بهینه باقی بماند.
۳. فشار معقول: بهینهسازی زمان در مدیریت تیم
این اصل بهمعنای کارکُشی یا فرسودگی نیست؛ بلکه تمرکز بر بهینهسازی است. بسیاری از تیمها مقدار قابلتوجهی از ناکارآمدی دارند. افراد ممکن است بسیار مشغول باشند؛ اما بیشتر وقت خود را روی کارهایی صرف کنند که بازده بالایی ندارند.
نقش رهبر در مدیریت تیم این است مرتبا این سوالات را مطرح کند:
- آیا کسی ظرفیت اضافی دارد؟
- آیا وقت اعضا صرف کارهای کماثر میشود؟
چگونه میتوانیم زمان تیم را روی فعالیتهای واقعی و اثرگذار متمرکز کنیم؟
این گفتگو باید بهصورت منظم، ماهانه یا حتی هفتگی انجام شود تا مشخص شود چه کسی اضافهبار و چه کسی فرصت برای پذیرش کار جدید دارد. پیگیری این بحث باعث میشود اعضای تیم درگیرتر، مسئولیتپذیرتر و موثرتر باشند و مدیریت تیم به شکل بهینه انجام شود.
۴. مدیریت همزمان سرعت و فرهنگ سازمانی
سرعت پیشرفت و فرهنگ تیم همیشه همراستا نیستند. برخی سازمانها سرعت را فدای فرهنگ میکنند و برخی برعکس. در مدیریت تیم، وظیفه رهبر این است هم رشد سرعت تحقق نتایج و هم حفظ فرهنگی سالم، انگیزهبخش و متعهدکننده برای اعضا را همزمان مدیریت کند.
رهبران باید پیوسته این سوالات را مطرح کنند:
- آیا تیم بهاندازهکافی سریع پیش میرود؟
- آیا اعضا حس میکنند ارتباط عمیق و لذت از کار وجود دارد؟
- آیا فرصتهای یادگیری و تجربه معنا برای تیم فراهم است؟
نادیده گرفتن این اصل میتواند ساختار زمانبندی و هماهنگی تیم را به هم بریزد. همانطور که برندن بورچارد تاکید میکند، حتی مدیران ارشد شرکتهای بزرگ، همواره این تعادل را در ذهن دارند و به رهبران میگویند: «در مدیریت تیم، باید هم سریع باشیم و هم محیطی عالی برای کار ایجاد کنیم».
راهنمای گامبهگام پیادهسازی این 4 اصل
شناسایی ریتم فعلی
یک هفته از فعالیتهای تیم را ثبت کنید. بررسی کنید چه جلساتی برگزار میشود و چه خروجیهایی تولید میشود تا تصویر دقیقتری از مدیریت تیم فعلی داشته باشید.
تعریف ریتم مطلوب
برای هر نقش، یک لیست هفتگی از فعالیتهای ضروری تدوین کنید. این لیست، حداقلهای مورد نیاز برای عملکرد موثر تیم را مشخص میکند و پایهای برای مدیریت تیم موفق فراهم میآورد.
تعیین نقش راننده
اگر خودتان نمیتوانید این نقش را ایفا کنید، فردی را استخدام یا منصوب کنید که مسئول تقویم، پیگیری و هماهنگی فعالیتهای تیم باشد. این گام، ستون اصلی اجرای موثر مدیریت تیم است.
گفتگوی زمانبندی منظم
هر ماه (یا حتی هفتگی) بررسی کنید چه کسی ظرفیت اضافه دارد، چه کسی نیاز به کمک دارد و چه کارهایی قابل حذف یا خودکارسازی هستند. این فرایند به بهبود بهرهوری و تمرکز تیم کمک میکند.
مربیگری برای فرهنگ و سرعت
معیارهایی برای سرعت پیشرفت و سلامت فرهنگی تیم تعیین کنید و بهصورت منظم آنها را ارزیابی کنید تا تیم هم سریع و هم متعهد باقی بماند.
ابزارها و بازخورد
از ابزارهای ساده مانند تقویم مشترک، برد کانبان و جلسات ایستاده کوتاه استفاده کنید و بازخورد حقیقی از تیم دریافت کنید تا مدیریت تیم عملیاتی و موثر باشد.
پاسخ به اعتراضهای رایج در مدیریت تیم
هنگام اجرای اصول مدیریت تیم، ممکن است با مخالفت یا مقاومت روبهرو شوید. در ادامه، رایجترین اعتراضها و پاسخهای کاربردی آورده شده است:
«من سازه هستم؛ نظم کشنده است».
آزادی خلاق مهم است؛ اما بدون ساختار، این آزادی به بینتیجهگی میانجامد. با حفظ حداقل ساختار و ریتم کاری، میتوانید آزادی را در چارچوبی امن و موثر نگه دارید و همزمان مدیریت تیم را بهینه کنید.
«این فشار باعث فرسودگی میشود».
ما از «فشار معقول» صحبت میکنیم—یعنی حذف اتلاف زمان و تمرکز بر کارهای اثرگذار—نه فشار برای کار اضافی یا بیشکاری. هدف اصلی افزایش درگیری، بهرهوری و معنا در فعالیتهای تیم است.
«ما نیازی به راننده نداریم».
اگر تیم شما با جلسات بینتیجه یا سردرگمی مواجه است، احتمالا به دلیل نبود کسی است که دستور کار را پیگیری کند. وجود یک «راننده» باعث میشود مدیریت تیم به شکل موثرتری اجرا شود و اعضا با تمرکز و آزادی بیشتری کار کنند.
روز رشد و روشهای دیگر در مدیریت تیم
برای رهبران و اعضای تیم، داشتن یک سیستم منظم برای یادگیری، پیگیری و رشد ضروری است. روز رشد (GrowthDay) و دورههای مرتبط، ابزارهای خوبی برای آموزش عملی فراهم میکنند؛ اما فراتر از آن، هر سازمان برای اجرای موثر مدیریت تیم باید ابزارها و سیستمهای زیر را داشته باشد:
- سیستم پیگیری عادات و وظایف روزمره: برای اطمینان از اجرای ریتم و مسئولیتها.
- دفتر یا ژورنال ذهنیت: برای ثبت نگرش، بازتابها و درسهای آموخته شده.
- چارچوبی برای تعیین اهداف و بازنگری منظم: تا اعضای تیم بتوانند روی نتایج مهم متمرکز بمانند.
- دسترسی به آموزش عمیق و مربیگری برای رهبران: تا مهارتهای لازم برای هدایت تیم تقویت شود.
- محیطی برای گفتگو پیرامون اهداف شخصی و حرفهای: برای افزایش انگیزه، ارتباط و تعهد تیم.
برندن بورچارد تاکید میکند بهبود بلندمدت، نیازمند پیگیری عادات، استفاده از ژورنال ذهنیت، تعیین هدف، آموزش عمیق و مربیگری مداوم است. هدف نهایی این است رشد شخصی و حرفهای به یک عادت روزانه تبدیل شود و پایهای مستحکم برای مدیریت تیم موفق ایجاد گردد.
ارزش پشت تمام این اصول
مدیریت تیم تنها درباره کارآمدی و بهرهوری نیست؛ بلکه به برآورده کردن نیازها و انگیزههای انسانی نیز مرتبط است. پس از نیازهای بنیادین مانند امنیت، انسانها معمولا چهار خواسته یا محرک اصلی دارند:
1. احساس زنده بودن: تجربه حضور، انرژی، شور و اشتیاق در زندگی و محیط کار.
2. روابط عمیق: ایجاد ارتباطات معنادار که در طول زندگی اهمیت واقعی پیدا میکنند.
3. اشتغال به امور معنادار: دنبال کردن فعالیتهایی که حس معنا و خدمت به دیگران را فراهم میکنند.
4. پیشرفت و رشد: حس اینکه هر روز بهتر میشویم و به اهداف مهم خود نزدیکتر میگردیم.
وقتی بهعنوان رهبر، ریتم کاری تیم را برقرار میکنید، نقش راننده را تعیین میکنید، فشار معقول برای بهینهسازی زمان ایجاد میکنید و مربیگری برای سرعت و فرهنگ را انجام میدهید، در واقع بستری فراهم میکنید که این چهار خواسته در مدیریت تیم تحقق یابد. نتیجه این کار، تیمی شادتر، متمرکزتر و خلاقتر خواهد بود.
از امروز شروع کنید!
یک نکته را به یاد بسپارید:
این سیستم شامل تعیین ریتم کاری، معرفی یک «راننده» برای پیگیری امور، اعمال فشار سازنده برای بهبود زمانبندی و مربیگری مداوم برای سرعت و فرهنگ است. هر یک از این عناصر را میتوانید حتی این هفته در تیم خود پیادهسازی کنید.
تمرین عملی:
- لیست هفتگی ریتم نقش خود یا تیمتان را همین امروز بنویسید.
- یک نفر را مسئول پیگیری و هماهنگی انتخاب کنید.
- جلسه ماهانهای برای بررسی ظرفیت، بهینهسازی زمان و عملکرد تیم برنامهریزی نمایید.
این سه اقدام ساده میتواند تفاوت بزرگی در بهرهوری، انگیزه و حس معنا در تیم شما ایجاد کند.
برای گام بعدی، به ابزارهایی مانند سیستمهای پیگیری عادات، ژورنال ذهنیت، تعیین هدف و مربیگری مداوم فکر کنید؛ زیرا مدیریت تیم پایدار نیازمند ابزار مناسب و تعهد مستمر است. هر روز میتواند یک روز رشد باشد؛ پس امروز را آغاز کنید.
همچنین برای یادگیری بیشتر و تقویت مهارتهای مدیریت تیم، پیشنهاد میکنیم «خلاصه کتاب مدیریت برایان تریسی» را در وبسایت مدیرسبز مطالعه کنید.
میانگین امتیاز 4.3 / 5. تعداد آرا: 3





