مدیرسبز

اشتراک‌گذاری مقاله

مطالعه
ویژه دیجیتال مارکترها

۷ سطح استراتژی یوتیوب: از تصمیم‌های عجولانه تا کانال پایدار

۷ سطح استراتژی یوتیوب: از تصمیم‌های عجولانه تا کانال پایدار
از 5
حدود 15 دقیقه

خلاصه مقاله

استراتژی یوتیوب هفت پله دارد: از عوض کردن هول‌هولکی عنوان و تصویر، تا کپی کردن قالب دیگران، امتحان کردن حدس‌ها، شناختن رقبا، ساختن چیزی که بقیه ندارند و کانالی که با یک قالب زمین نمی‌خورد. با مثال‌های واقعی و آمار ویدآی‌کیو.

چه چیزی تعیین می‌کند ویدیوی بعدی درباره چه باشد؟ اضطراب از آمار آخرین انتشار؟ موفقیت یک کانال دیگر؟ یک فرضیه قابل‌آزمایش؟ یا برنامه‌ای که می‌دانید چطور دوباره و دوباره نتیجه می‌دهد؟ جواب همین سوال، سطح استراتژی یوتیوب کانال را مشخص می‌کند.

ملاک، تعداد مشترک‌ها نیست. ممکن است کانالی با میلیون‌ها مشترک هنوز در سطح دوم گیر کرده باشد و کانالی کوچک، در سطح ششم کار کند. این هفت سطح را تیم ویدآی‌کیو، ابزار معروف تحلیل یوتیوب، با داده‌های واقعی کانال‌ها توضیح داده و این مقاله بر پایه همان کار است.

این هفت سطح را شبیه سلسله‌مراتب نیازهای مازلو در نظر بگیرید، اما برای تولیدکنندگان محتوا. پایین نردبان، فقط می‌خواهید انتشار بعدی را پشت سر بگذارید. بالای آن، کانالی می‌سازید که توان تکرار موفقیت را دارد. مستربیست نمونه‌ای از بالاترین سطح است، ولی برای رسیدن به آن نوع فکر، لازم نیست کانالی هم‌اندازه او داشته باشید.

در ادامه هر سطح استراتژی یوتیوب را با یک مثال واقعی و یک «راه عبور» می‌بینید تا بفهمید الان کجا هستید و قدم بعدی چیست.

 

سطح اول: حالت وحشت، وقتی آخرین اتفاق فرمان می‌دهد

صبح ویدیویی منتشر کرده‌اید. پنج دقیقه پیش آمارش را دیده‌اید، اما دوباره گوشی را برمی‌دارید. یک ساعت بعد، چون بازدید پایین است، تصویر بندانگشتی را عوض می‌کنید. حس می‌کنید باید کاری بکنید.

وقتی ویدیو خوب پیش نمی‌رود، تصمیم می‌گیرید دیگر هرگز محتوایی شبیه آن نسازید. بعد می‌بینید کانال دیگری در همان حوزه، با یک موضوع مشابه به ۱۰۰ هزار بازدید رسیده است. حالا تصمیم تازه‌ای می‌گیرید: همان کاری را بکنید که او کرده.

این همان دام تصمیم‌های عجولانه و واکنشی است. در این حالت هنوز استراتژی یوتیوب در کار نیست و هر اتفاق تازه، مسیر بعدی را تعیین می‌کند. دردسرش هم این است که واقعا حس کار کردن می‌دهد. تمام روز مشغول تغییر دادن و تصمیم گرفتن هستید، اما لزوما چیزی یاد نمی‌گیرید یا جلو نمی‌روید.

طبق داده‌های ویدآی‌کیو، کانال‌های زیر هزار مشترک، در سه روز اول انتشار تقریبا دو برابر کانال‌های ۱۰ هزار تا ۱۰۰ هزار مشترکی، عنوان یا تصویر بندانگشتی ویدیو را تغییر می‌دادند. این به معنای ضعیف‌تر بودن کانال‌های کوچک نیست. وقتی هفته‌ای یک ویدیو می‌سازید، دست نزدن به همان یک ویدیو واقعا سخت است.

نمودار درصد ویدیوهایی که عنوان یا تصویر بندانگشتی آن‌ها در ۷۲ ساعت اول عوض شده است

یک نمونه افراطی: کانالی با حدود ۱۵۰۰ مشترک، در ۴۰ ساعت اول برای یک ویدیو ۱۰ عنوان و ۹ تصویر بندانگشتی امتحان کرد. آن ویدیو در نهایت از ۲۰ هزار بازدید گذشت. خوب است، اما کدام‌یک از این تغییرها کمک کرد؟ چه چیزی را باید در ویدیوی بعد تکرار کرد؟ با این همه دست‌کاری پشت سر هم، جدا کردن اثر هر تصمیم تقریبا ناممکن می‌شود. چنین کاری بیشتر شبیه حدس زدن است تا استراتژی یوتیوب.

راه عبور از سطح اول: قبل از هر تغییر، بتوانید توضیح دهید مشکل چیست و تغییر پیشنهادی چطور ممکن است آن را حل کند. «از کم بودن بازدیدها نگرانم» به‌تنهایی دلیل کافی نیست. اولین قدم استراتژی یوتیوب همین مکث کوتاه قبل از تغییر است.

 

سطح دوم: الگوبرداری، وقتی نتیجه دیگران ویدیوی بعدی را تعیین می‌کند

در سطح دوم، به‌جای ساختن یک ایده از صفر، سراغ قالبی می‌روید که قبلا برای کس دیگری جواب داده است. این خودش یک پیشرفت است. الگوبرداری لزوما اشتباه نیست؛ مشکل زمانی شروع می‌شود که انتظار دارید قالب، تمام کار را به‌تنهایی انجام دهد.

به نظر تیم ویدآی‌کیو، بیشتر سازنده‌ها در همین سطح استراتژی یوتیوب گیر می‌کنند، حتی کانال‌های میلیونی. همین قالب «هفت سطح...» نمونه خوبی است. محتوایی درباره هفت سطح جهان‌سازی، در کانالی با حدود ۲۲ هزار مشترک نزدیک به یک میلیون بازدید گرفت.

نمونه‌ای درباره هفت سطح شخصیت‌های ابرسریع، در کانالی با حدود هزار مشترک به ۴۴۵ هزار بازدید رسید. نسخه‌هایی درباره مارهای کشنده، ریاضی‌دان‌ها و فکر منطقی هم ساخته شدند.

طبیعی است که با دیدن این موفقیت‌ها بپرسید: «من هم می‌توانم این قالب را در حوزه خودم اجرا کنم؟» تیم ویدآی‌کیو هم همین سوال را از خودش پرسید.

اما همان کانال جهان‌سازی، چهار ماه بعد محتوایی درباره «هفت سطح جهان‌سازها» منتشر کرد که حدود ۸۰ هزار بازدید گرفت. هنوز نتیجه خوبی است، ولی فاصله زیادی با نزدیک به یک میلیون دارد. موضوع هم عوض شده بود، پس نمی‌شود همه تفاوت را گردن قالب انداخت. با این حال، یک سوال مهم می‌ماند: چه مقدار از جذابیت نمونه اول، از تازگی آن می‌آمد؟

در پایگاه داده ویدآی‌کیو، تعداد ویدیوهای بلند با عبارت «هفت سطح...» در عنوان، از حدود ۴۵ مورد در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۴ به حدود ۳۷۰ مورد یک سال بعد رسید. در آخرین سه‌ماهه بررسی‌شده، این تعداد بیشتر از ۱۲۰۰ مورد بود. از خودرو و نوشیدنی تا عطر و فیلم ترسناک، آدم‌های زیادی همان فرصت را دیده بودند.

برای همین، کپی کردن یک قالب داغ به‌تنهایی استراتژی یوتیوب حساب نمی‌شود؛ تا وقتی ندانید چرا جواب داده، فقط دنبال موج رفته‌اید.

راه عبور از سطح دوم: بتوانید توضیح دهید چرا آن قالب جواب داده و آیا همان دلیل هنوز درباره ایده خودتان درست است یا نه. از اینجا به بعد، دیگر فقط یک الگو ندارید؛ چیزی دارید که می‌شود آزمایشش کرد و این یعنی شروع یک استراتژی یوتیوب واقعی.

 

سطح سوم: فرضیه و آزمایش، وقتی پیش‌بینی خودتان پایه تصمیم است

بعد از شکست یک ویدیو، معمولا پیدا کردن توضیح سخت نیست: تصویر بندانگشتی شلوغ بود، موضوع بیش از حد محدود بود یا زمان انتشار مناسب نبود.

اما آیا قبل از انتشار هم همین فکر را می‌کردید؟ یا این توضیح‌ها فقط حالا قانع‌کننده به نظر می‌رسند؟ در این سطح استراتژی یوتیوب، جواب این سوال را قبل از انتشار روی کاغذ می‌آورید.

در سطح سوم، قبل از انتشار می‌نویسید چه انتظاری دارید و چرا. برای مثال، تصویرهای بندانگشتی چند ویدیوی اخیر روی صفحه گوشی شلوغ و نامفهوم بوده‌اند. این بار طرح ساده‌تری انتخاب می‌کنید، چون انتظار دارید پیام آن سریع‌تر فهمیده شود و کلیک بیشتری بگیرد.

حالا سوال مشخصی برای بررسی دارید: آیا تصویر جدید، نسبت به طرح‌های قبلی نرخ کلیک بیشتری آورد؟ این عدد در یوتیوب استودیو هست. برای آشنایی دقیق‌تر با آن می‌توانید راهنمای رسمی یوتیوب درباره نمایش‌ها و نرخ کلیک را بخوانید.

البته اگر نرخ کلیک بالا رفت، هنوز نباید سریع حکم بدهید. شاید تصویر بهتر بوده، شاید هم موضوع ویدیو برای گروه بزرگ‌تری جذاب بوده است. بالا رفتن یک عدد، به‌تنهایی دلیل آن را ثابت نمی‌کند. یک استراتژی یوتیوب درست، دلیل‌های ممکن دیگر را هم در نظر می‌گیرد.

حتی تیم مستربیست هم باید فرضیه‌هایش را امتحان کند

چاکی اپلبی، که روی تصویرهای بندانگشتی مستربیست کار می‌کند، فکر می‌کرد چهره جیمی با دهان باز بهتر جواب می‌دهد. خود جیمی حالت دهان بسته را ترجیح می‌داد. به‌جای ادامه دادن بحث، هر دو حالت را روی ۳۰ ویدیو آزمایش کردند.

نتیجه؟ در هر ۳۰ مورد، نسخه دهان بسته زمان تماشای بیشتری آورد. این نتیجه قرار نیست قانون همیشگی برای همه کانال‌ها شود؛ نکته مهم، روش تصمیم‌گیری است. حتی کسی با آن همه تجربه هم ممکن است فرضیه اشتباهی داشته باشد. استراتژی یوتیوب در این سطح یعنی بحث را با آزمایش تمام کنید، نه با حدس.

برای شش انتشار بعدی، یک یادداشت ساده نگه دارید:

  1. پیش‌بینی: چه چیزی را تغییر می‌دهم و انتظار دارم چه اتفاقی بیفتد؟

  2. دلیل: چرا فکر می‌کنم این تغییر موثر است؟

  3. نتیجه: بعد از انتشار چه اتفاقی افتاد؟

  4. درس: نتیجه چقدر فرضیه را تایید می‌کند و چه توضیح دیگری ممکن است وجود داشته باشد؟

تمرین عبور از سطح سوم: این چرخه را در شش ویدیو تکرار کنید. یک انتشار و یک آزمایش، پرونده هیچ فرضیه‌ای را برای همیشه نمی‌بندد. همین یادداشت ساده، کم‌کم استراتژی یوتیوب کانال را از حدس به داده می‌برد.

 

سطح چهارم: تحلیل رقبا، نه فقط کپی کردن موفقیت آن‌ها

در سطح دوم می‌پرسیدید: «چه چیزی جواب داده؟» در سطح چهارم سوال دقیق‌تر می‌شود: «این کانال برای موفق شدن، بارها به چه چیزی تکیه می‌کند؟» اینجا استراتژی یوتیوب از دیدن یک ویدیوی موفق به دیدن الگوی تکرارشونده می‌رسد.

برای مثال، گیب بالت در داده‌های بررسی‌شده حدود ۵۸ هزار مشترک داشت و ویدیوهای بلند معمولش نزدیک به ۱۱ هزار بازدید می‌گرفتند. بعد ویدیویی با این مضمون منتشر کرد: «اگر شغل دارید، هرچه زودتر یک کانال یوتیوب راه بیندازید.» نتیجه بیشتر از ۴۶۰ هزار بازدید بود.

سه ماه بعد، ویدیوی «برای پول درآوردن به شغل نیاز ندارید» از نیم میلیون بازدید گذشت. همین دو ویدیو، ۴۴ درصد کل بازدیدهای ۴۹ انتشار بلند اخیر او را ساخته بودند.

می‌شود نتیجه گرفت «موضوعات شغلی در این کانال خوب جواب می‌دهند»، اما این تحلیل هنوز سطحی است. به کسی فکر کنید که این عنوان‌ها خطاب به او هستند: کسی ناراضی از کارش، یا نگران وابستگی به شغلش، که دنبال گزینه‌های دیگر می‌گردد.

حالا عنوان «به شغل دیگری نیاز ندارید، به گزینه‌های بیشتر نیاز دارید» دیگر یک ایده تصادفی به نظر نمی‌رسد. همان مخاطب و همان نیاز، در شکل تازه‌ای تکرار شده‌اند. استراتژی یوتیوب این کانال روی یک آدم مشخص و یک نیاز مشخص ساخته شده است.

سه ویدیوی گیب بالت درباره شغل، درآمد و گزینه‌های کاری که همه با یک مخاطب حرف می‌زنند

برای تحلیل حوزه خودتان، این مسیر را دنبال کنید:

  1. پنج کانال بزرگ حوزه‌تان را مشخص کنید.

  2. ویدیوهایی را پیدا کنید که از عملکرد معمول هر کانال بهتر بوده‌اند.

  3. بپرسید این ویدیوها دقیقا با چه کسی حرف می‌زنند.

  4. مشخص کنید چه وعده‌ای در آن‌ها مرتب تکرار می‌شود.

برای جمع کردن داده‌ها می‌توانید ویدآی‌کیو را به چت‌جی‌پی‌تی یا کلود وصل کنید و بخواهید کانال‌ها و ویدیوهایی را پیدا کند که بهتر از حد معمول خودشان دیده شده‌اند. هوش مصنوعی می‌تواند جست‌وجو را انجام دهد، اما فهمیدن جواب را نمی‌شود به آن سپرد. اگر ابزار رایگان می‌خواهید، فهرست ابزارهای رایگان رصد رقبا هم کمک می‌کند.

راه عبور از سطح چهارم: بدون نگاه دوباره به یادداشت‌ها، بتوانید در یک جمله برای یک دوست توضیح دهید هر رقیب اصلی به چه الگوی تکرارشونده‌ای تکیه می‌کند. بعد تصمیم بگیرید کدام بخش به درد می‌خورد و چه چیز تازه‌ای به آن اضافه می‌کنید. اینجاست که استراتژی یوتیوب کانال از تقلید جدا می‌شود.

 

سطح پنجم: متفاوت شدن با چیزی که دیگران نمی‌دهند

در سطح پنجم، ویدیوی بعدی را بر اساس یک جای خالی انتخاب می‌کنید: چیزی که در حوزه‌تان خواهان دارد، اما دیگران فعلا نمی‌سازند. این سطح استراتژی یوتیوب بیشتر از هر چیز به نگاه خودتان تکیه دارد.

روایتی درباره میاموتو موساشی، سامورایی ژاپنی، این تفاوت را خوب نشان می‌دهد. حریف او، ساساکی کوجیرو، شمشیری عجیب و بلند داشت. برتری‌اش این بود که می‌توانست پیش از نزدیک شدن حریف ضربه بزند.

در این روایت، موساشی از یک پاروی چوبی سلاحی بلندتر ساخت. او به‌جای رقابت ساده در شمشیرزنی، برتری‌ای را بی‌اثر کرد که سبک حریف روی آن بنا شده بود.

همین کار در یوتیوب یعنی: بفهمید همه به چه چیزی تکیه می‌کنند و محتوایی بسازید که اهمیت آن برتری را کمتر کند. این نوع استراتژی یوتیوب فقط وقتی کار می‌کند که اول رقبا را خوب شناخته باشید.

البته یک هشدار مهم هست. این روش زمانی معنا دارد که محتوای حوزه‌تان واقعا شبیه هم شده باشد. اگر چنین شباهتی نیست، فقط متفاوت بودن ممکن است مخاطب را گیج کند.

از «این کار را بکن» به «من این کار را کردم»

تیم ویدآی‌کیو ۱۰۰ ویدیوی موفق اخیر را از ۳۵ کانال آموزش یوتیوب، همگی با کمتر از ۱۰۰ هزار مشترک، بررسی کرد. الگوها خیلی آشنا بودند: چهره، نوشته درشت، رنگ‌های قرمز و سبز و عنوان‌هایی با ساختار «چطور...»، «چرا کانالتان...» یا «تنظیماتی که باید تغییر دهید».

فقط هفت ویدیو از آن صد مورد، با حالت «من کاری را انجام دادم» شروع می‌شدند. یعنی تقریبا همه، یک استراتژی یوتیوب مشابه را تکرار می‌کردند.

ویدیوهای اول کوین چی هم شبیه همین الگوی رایج بودند؛ مثلا درباره سه اشتباه تازه‌کارها یا اینکه چرا ۸۰ درصد یوتیوبرها بی‌پول می‌مانند. عملکرد معمول او در هشت انتشار، حدود ۶۰۰ بازدید بود؛ یعنی استراتژی یوتیوب او هنوز با بقیه فرقی نداشت.

اولین جهش بزرگش با موضوعی شخصی اتفاق افتاد: «بالاخره بعد از پنج سال دارم یوتیوب را کنار می‌گذارم.» این ویدیو ۲۴ هزار بازدید گرفت، حدود ۴۰ برابر عملکرد قبلی.

بعد بیشتر سراغ تجربه‌های خودش رفت:

  • آزمایش انتشار منظم در یوتیوب برای ۹۰ روز، نزدیک به ۱۳۸ هزار بازدید گرفت؛ بیشتر از ۲۰۰ برابر سطح قبلی.

  • تجربه استفاده از هوش مصنوعی خود یوتیوب برای حل مشکل الگوریتم، به ۶۳ هزار بازدید رسید.

دو ویدیوی کوین چی درباره آزمایش انتشار منظم و هوش مصنوعی یوتیوب همراه با آمار بازدید

تصویرهای بندانگشتی او هم تغییر کردند، اما تغییر اصلی در استراتژی یوتیوب او بود: به‌جای اینکه مثل دیگران فقط بگوید چه باید کرد، نشان داد خودش چه کرده و چه نتیجه‌ای گرفته است.

راه عبور از سطح پنجم: بپرسید از تجربه خودتان چه چیزی می‌توانید نشان دهید که دیگران نشان نمی‌دهند. یک آزمایش، یک پروژه یا حتی کاری که بد پیش رفته است. به‌جای فقط حرف زدن درباره موضوع، وارد آن شوید و نتیجه را ثبت کنید.

وقتی بتوانید روشن بگویید بقیه کانال‌های حوزه‌تان چه می‌کنند و تفاوت خودتان چیست، آماده سطح ششم هستید.

 

سطح ششم: بازی بلندمدت، وقتی هر ویدیو بخشی از یک هدف بزرگ‌تر است

تا اینجا تمرکز روی ساختن ویدیوهای بهتر بود. در سطح ششم، سوال عوض می‌شود: می‌خواهید جمع این انتشارها در نهایت چه چیزی بسازد؟ در این سطح، استراتژی یوتیوب دیگر درباره یک ویدیو نیست، درباره کل مسیر است.

گاهی مفیدترین ویدیو، پربازدیدترین ویدیو نیست. ممکن است آگاهانه محتوایی بسازید که آدم‌های کمتری را جذب کند، اما به مخاطبان ثابت دلیل محکمی برای برگشتن بدهد.

تیم کوچک «او اند کو گیمز» در حال ساخت بازی مستقل «تترگایست» است. کانال آن‌ها دو نوع محتوای کاملا متفاوت دارد و استراتژی یوتیوب این تیم روی همین دو پایه ایستاده است:

  • ویدیوهای تحلیلی برای جذب آدم‌های تازه: موضوعاتی مثل اینکه چرا خیلی از بازی‌های مستقل از هنر پیکسلی استفاده می‌کنند، بیشتر از ۱۰۰ هزار بازدید گرفته‌اند. یک تحلیل دیگر درباره انتخاب موتور بازی‌سازی هم نزدیک به ۱۵۰ هزار بازدید داشته است. این موضوعات حتی برای کسی که بازی آن‌ها را نمی‌شناسد جذاب‌اند.

  • گزارش‌های ساخت بازی برای حفظ ارتباط: در زمان بررسی، ۴۱ گزارش از روند ساخت بازی منتشر کرده بودند. این ویدیوها معمولا بازدید کمتری از تحلیل‌ها می‌گیرند، اما مشترک‌های فعلی را درگیر پروژه نگه می‌دارند و به آن‌ها دلیل برگشتن می‌دهند.

در طول زمان، این تیم جامعه‌ای با بیش از ۱۲۰۰ عضو در دیسکورد ساخت و بودجه هدف بازی‌اش در کیک‌استارتر کامل جمع شد. پس کم‌بازدیدتر بودن گزارش‌های ساخت، به‌خودی‌خود به معنای بی‌فایده بودنشان نیست. برای این تیم، استراتژی یوتیوب یعنی ساختن جامعه، نه فقط گرفتن بازدید.

قبل از اینکه یک ویدیو را ناامیدکننده بدانید، به دلیل ساختنش برگردید:

  • قرار بود آدم‌های تازه‌ای را به کانال بیاورد؟

  • قرار بود یک نیاز مشخص مخاطبان ثابت را جواب دهد؟

  • قرار بود علاقه به پروژه‌ای بزرگ‌تر بسازد؟

برای چیدن چند انتشار به هم‌پیوسته، همان روشی که در برنامه محتوای اینستاگرام با چت‌جی‌پی‌تی آمده، برای یوتیوب هم جواب می‌دهد: اول هدف هر محتوا را بنویسید، بعد موضوع را.

راه عبور از سطح ششم: بتوانید توضیح دهید چند انتشار بعدی چطور به هم وصل می‌شوند و چرا کسی که با یکی از آن‌ها ارتباط گرفته، برای بعدی برمی‌گردد. فقط چیزی برای کلیک کردن طراحی نکنید؛ چیزی بسازید که ارزش دنبال کردن داشته باشد. این قلب استراتژی یوتیوب بلندمدت است.

 

سطح هفتم: ساختن سیستمی که به یک موفقیت وابسته نیست

در بالاترین سطح، مخاطب برای ارزشی که می‌دهید برمی‌گردد، حتی اگر قالب محتوا تغییر کند. هم‌زمان، روندی دارید که اجازه می‌دهد کیفیت بهترین کارهایتان را تکرار و بهتر کنید. این نوع استراتژی یوتیوب به شانس یک ویدیو بند نیست.

آزمون اصلی این است: اگر بهترین قالب کانال فردا از کار بیفتد، کانال همچنان می‌تواند ادامه دهد؟

برای جواب دادن به این سوال، لازم نیست مستربیست باشید. کانال خودرویی «ایتس جویل»، با حدود ۱۱۹ هزار مشترک در زمان بررسی، مثال خوبی است.

در سال ۲۰۲۳، حد وسط بازدید ویدیوهای «بررسی بی‌پرده» او حدود ۱۸۸ هزار بود؛ نزدیک به ۲۰۰ هزار بازدید. بعدتر همین عدد برای آن قالب به حدود ۳۴ هزار رسید، یعنی افتی نزدیک به ۸۰ درصد.

اگر تمام کانال به همین قالب وابسته بود، وضعیت نگران‌کننده می‌شد. اما عملکرد معمول کل کانال در سال بررسی، از سال ۲۰۲۳ بالاتر بود. چرا؟ چون استراتژی یوتیوب جویل فقط یک قالب نبود و او قالب‌های دیگری ساخته بود که خوب جواب می‌دادند:

  • خرید خودروهای ارزان و پرایراد: خودرو را می‌خرد و بررسی می‌کند چه چیزهایی تعمیر لازم دارند. یازده ویدیو در این گروه، خیلی بهتر از عملکرد معمول کانال نتیجه گرفتند.

  • بررسی دلیل ارزان شدن بعضی خودروها: هر هفت ویدیوی بررسی‌شده در این گروه، عملکردی بهتر از معمول داشتند.

دو ویدیوی جویل درباره خودروهای ارزان‌شده که نشان می‌دهد استراتژی یوتیوب با قالب تازه نتیجه داد

قالب اصلی حدود ۸۰ درصد از بازدیدش را از دست داد، اما کانال همچنان رشد کرد. این همان تفاوت یک ویدیوی موفق با یک سیستم موفق است. استراتژی یوتیوب پایدار یعنی همین سیستم.

پیش از اینکه قالب‌های قدیمی کهنه شوند، ایده‌ها و قالب‌های تازه پیدا می‌کنید تا تمام وزن کانال روی یک ستون نباشد. یک راه ساده برای امتحان قالب تازه، ساخت محتوای کوتاه از یک ویدیو است تا ببینید مخاطب کدام زاویه را بیشتر دوست دارد.

نشانه رسیدن به سطح هفتم: بتوانید توضیح دهید ویدیوی قوی بعدی را چطور می‌سازید، بدون اینکه به تکرار اتفاق خوب آخرین موفقیت وابسته باشید. می‌دانید برای چه کسی محتوا می‌سازید و روندی دارید که می‌شود آن را تکرار کرد و بهتر کرد. این بالاترین سطح استراتژی یوتیوب است.

 

الان واقعا در کدام سطح استراتژی یوتیوب هستید؟

از سطح اول شروع کنید و یکی‌یکی بالا بروید. اولین سطحی که هنوز شرط عبور از آن را ندارید، سطح فعلی‌تان است.

ممکن است مثل یک سازنده سطح ششم، مجموعه‌ای کامل برنامه‌ریزی کرده باشید، اما مثل سطح اول، هر ساعت تصویر بندانگشتی را عوض کنید. داشتن یک مهارت پیشرفته، ضعف پایه‌ای را از بین نمی‌برد. برای همین استراتژی یوتیوب را باید از پایین چک کرد، نه از بالا.

برای سنجیدن خودتان، به این هفت سوال جواب دهید:

  1. آیا قبل از تغییر دادن، می‌توانم مشکل و منطق تغییر را توضیح بدهم؟

  2. آیا می‌فهمم قالبی که از آن الهام گرفته‌ام چرا جواب داده است؟

  3. آیا پیش‌بینی‌هایم را قبل از انتشار ثبت می‌کنم و با نتیجه می‌سنجم؟

  4. آیا الگوی موفقیت تکرارشونده رقبای اصلی‌ام را می‌شناسم؟

  5. آیا تفاوت روشن و معناداری در محتوای خودم دارم؟

  6. آیا انتشارهایم به هم وصل‌اند و برای برگشتن مخاطب دلیل می‌سازند؟

  7. آیا بدون تکرار آخرین موفقیتم، مسیر ساخت ویدیوی قوی بعدی را می‌دانم؟

اولین سوالی که جوابش «نه» است، نشان می‌دهد استراتژی یوتیوب کانال از کجا باید قوی‌تر شود.

برای سازنده‌های شورتس، سطح اول ممکن است به شکل تازه کردن پشت سر هم آمار و گیر کردن بازدید روی عددهایی مثل هزار، ۱۰ هزار یا ۳۰ هزار خودش را نشان دهد. ظاهر ماجرا فرق می‌کند، اما سوال پایه همان است: آیا داده‌ها به تصمیم‌ها جهت می‌دهند، یا فقط اضطراب می‌سازند؟ استراتژی یوتیوب برای شورتس هم از همین سوال شروع می‌شود.

رشد واقعی در یوتیوب فقط بالا رفتن تعداد بازدید و مشترک نیست؛ یعنی بهتر شدن کیفیت تصمیم‌هایی که می‌گیرید. استراتژی یوتیوب خوب هم یعنی همین تصمیم‌های بهتر، یکی بعد از دیگری.

لازم نیست امروز به سطح هفتم برسید؛ کافی است بدانید کدام مهارت، قدم بعدی است. همین هفته یک سوال از فهرست بالا را انتخاب کنید و روی ویدیوی بعدی امتحانش کنید.

به این مقاله امتیاز بدهید

5.0 از 5

1
2
3
4
5

دیدگاه‌ها

بدون دیدگاه
برای ثبت دیدگاه لازم است

شما اولین نفری باشید که دیدگاهش را می‌گوید!

ساعت
دقیقه
ثانیه