1. رقابت
اگر جنسی شناخته شده باشد و مغازههای زیادی آن را بفروشند، احتمالا باید آن را به نرخ رایج قیمتگذاری کنید. اما اگر تنها کسی هستید که آن جنس بهخصوص را در منطقه میفروشید، ممکن است بتوانید سود مازاد هم روی آن داشته باشید.2. قیمتگذاری بر اساس ارزش درک شده
آیا به نظرتان یک جنس گران یا ارزان به نظر میرسد؟ اگر مردم به شما بگویند: قیمتش این است؟ چه مشکلی دارد؟ یعنی قیمت خیلی پایینی روی آن گذاشتهاید.3. چیدمان مغازه
مغازهتان چه شکلی است؟ آیا فضای آن شبیه مغازهای لوکس است یا بیشتر حال و هوای انبار دارد؟ ظاهر مغازه تعیینکننده قیمتی است که روی اجناس میگذارید.4. نظر کارمندان
از کارمندانتان (و حتی مشتریان) بپرسید محصول را به چه قیمتی بفروشید. تحقیقی مختصر انجام دهید. هرگز نگویید چه مبلغی برای آنها پرداختهاید، فقط بپرسید آنها فکر میکنند با چه قیمتی باید آنها را بفروشید. نتیجه از آنچه فکر میکنید بهتر خواهد بود.5. ارزش بازار
با اینکه همیشه باید قیمتی را که برای کالایتان پرداختهاید، در نظر بگیرید، مهمترین چیزی که هنگام قیمتگذاری جنس باید بهخاطر داشته باشید، توان بازار است. مایکروسافت حتی برخی محصولات خود را رایگان ارائه میدهد تا اطمینان حاصل کند محصولاتش منبع غالب در بازار هستند. تفاوت قیمتی که برای محصول میپردازید و قیمتی که محصول را میفروشید، حاشیه سود نامیده میشود. با افزایش رقابت، حاشیه سود کاهش مییابد. سعی کنید اجناسی را بخرید و بفروشید که حاشیه سود خوبی دارند. همیشه بهخاطر داشته باشید که مشتری احمق نیست. سعی نکنید آنها را با گفتن اینکه با خرید این کالا سود میکنید فریب دهید. مردم میدانند که شما برای پول درآوردن کار میکنید.منبع: کتاب «کسبوکار خردهفروشی»
نویسنده: ریک سگل
ناشر: آوند دانش
ترجمه: سارا یوسفی، سید محمدکاظم عزیزی
ممنونم نکته های کاربردی خوبی داشت مانا باشید