نام یک مهارت، بهتنهایی مشخص نمیکند قرار است به چه کسی آموزش بدهید. «آموزش اکسل (Excel)» موضوعی گسترده است؛ کسی که برای گزارش فروش به اکسل نیاز دارد، با کسی که برای امتحان دانشگاه آن را یاد میگیرد، مساله و انتظار یکسانی ندارد. برای انتخاب نیچ آموزش، باید همین تفاوتها را بشناسید.
نیچ در آموزش، بخش مشخصی از بازار است که مخاطبانش نیاز مشترکی دارند و شما روی آموزش متناسب با آن نیاز تمرکز میکنید. موضوع، گروه مخاطب و کاری که قرار است پس از یادگیری انجام دهند، باید کنار هم روشن باشند. کوچکتر کردن نام موضوع، بدون شناخت خریدار و راه دسترسی به او، کافی نیست.
هنگام انتخاب نیچ آموزش، علاقه و توانایی خود را کنار نیاز واقعی مخاطب بسنجید. این ۱۰ نکته کمک میکند پیش از ساخت یک دوره کامل، انتخابتان را بررسی کنید و بفهمید کدام بخش آن نیاز به اصلاح دارد.
۱. علاقهای را انتخاب کنید که تحمل تدریسش را دارید
علاقه مناسب برای تدریس، فقط لذت خواندن و تماشای مطالب یک موضوع نیست. باید ببینید توضیح دادن مقدمات، پاسخ دادن به سوال تکراری و اصلاح تمرین دیگران را هم دوست دارید یا فقط از یاد گرفتن بخشهای تازه آن موضوع لذت میبرید.
یک درس کوتاه از هر موضوع مورد علاقهتان آماده کنید تا انتخاب نیچ آموزش را با تجربه تدریس بسنجید. هنگام آمادهسازی دقت کنید کجا مشتاق یافتن مثال روشن میشوید و کجا فقط میخواهید هرچه زودتر کار تمام شود. این تمرین پیشنهادی کمک میکند علاقه به یادگیری را از علاقه به آموزش جدا کنید.
در مثال فرضی پیوسته این مقاله، موضوع اکسل را بررسی میکنیم. ممکن است ساختن فرمولهای پیچیده را دوست داشته باشید، اما آموزش مرتب کردن اطلاعات به افراد مبتدی برایتان خستهکننده باشد. در این حالت، مخاطب مقدماتی شاید انتخاب مناسبی برای تدریس بلندمدت شما نباشد.
علاقه فقط یکی از معیارهای انتخاب نیچ آموزش است؛ وجود تقاضا را باید جداگانه بررسی کنید. موضوعی که برای شما جذاب است، ممکن است برای گروه مدنظر آنقدر مهم نباشد که برای یادگیریاش وقت یا پول بگذارند.
۲. بازار را با مخاطب، خریدار و راه دسترسی مشخص کنید
پیش از انتخاب نیچ آموزش، ببینید کدام گروه را میتوانید پیدا کنید و پیشنهاد خود را به او نشان دهید. عبارت «همه کسانی که اکسل بلد نیستند» برای این کار خیلی مبهم است. شغل، سطح فعلی مهارت و موقعیت استفاده، انتخاب شما را روشنتر میکند.
در همان مثال فرضی، انتخاب اولیه میتواند «آموزش اکسل برای مسوولان ثبت سفارش فروشگاههای اینترنتی کوچک» باشد. قدم بعدی این است که بفهمید این افراد کجا درباره کارشان گفتگو میکنند، چه آموزشهایی میبینند و از چه راهی میتوانید با اجازه و بدون پیام ناخواسته به آنها دسترسی پیدا کنید.
یادگیرنده و پرداختکننده هم ممکن است متفاوت باشند. کارمند میخواهد گزارش را درست بسازد، ولی مدیر فروشگاه هزینه آموزش را میپردازد. با هر دو گفتگو کنید؛ یکی درباره دشواری انجام کار اطلاعات دارد و دیگری درباره بودجه و شرایط خرید آموزش تصمیم میگیرد.
راهنمای تحقیق بازار و بررسی رقبا نیز بررسی تقاضا، اندازه بازار، محل دسترسی به مشتری و قیمت گزینههای جایگزین را پیشنهاد میکند. لازم نیست عدد دقیقی برای کل بازار بسازید؛ ابتدا روشن کنید مشتریان احتمالی شما چه کسانی هستند و چطور به آنها میرسید.
گروه را آنقدر محدود نکنید که فقط نام تازهای برای چند نفر آشنا ساخته باشید. برای ادامه کار باید بتوانید افراد مشابه دیگری پیدا کنید و هزینه دسترسی، آمادهسازی و پشتیبانی را پوشش دهید. این امکان را با بررسی و آزمون بسنجید؛ دقیق بودن عنوان برای انتخاب نیچ آموزش کافی نیست؛ باید امکان ادامه کار هم وجود داشته باشد.
۳. نیاز مشتری را از اتفاقهای واقعی کارش پیدا کنید
انتخاب نیچ آموزش را از کاری شروع کنید که مخاطب در انجام آن مشکل دارد. پرسش «دوست دارید اکسل یاد بگیرید؟» ممکن است پاسخ مثبت بگیرد، اما نشان نمیدهد چه درسی باید بسازید. درباره آخرین باری بپرسید که آن فرد برای انجام کار مشخصی گیر کرده است.
مثلا در یک گفتگوی پیشنهادی بپرسید: «آخرین گزارش فروش را چطور آماده کردید؟ کدام بخش کار سخت بود؟ برای حلش چه کردید؟» اگر نمونه لازم دارید، از مخاطب بخواهید با اطلاعات ساختگی توضیح دهد؛ نیازی به دریافت نام، شماره تماس یا اطلاعات واقعی مشتریان فروشگاه ندارید.
در مثال فرضی ما، شاید مشکل اصلی ساختن گزارش ماهانه از فایلهای سفارش نامرتب باشد. در این صورت، «مرتب کردن فایل سفارش و ساخت گزارش فروش ماهانه» نیاز روشنتری از «یادگیری فرمولهای بیشتر» است. هنوز باید بررسی کنید آیا همین مشکل در میان دیگر افراد آن گروه هم وجود دارد.
در یک نمونه فرضی دیگر، «آموزش زبان انگلیسی» میتواند به «مکالمه تلفنی برای کارکنان پذیرش هتل» محدود شود. برای انتخاب نیچ آموزش در این حوزه، بپرسید در چه تماسهایی مشکل دارند؛ شاید پاسخ به سوال درباره رزرو لازم باشد، نه مکالمه عمومی سفر.
گاهی مانع اصلی، آموزشی نیست. اگر اطلاعات از ابتدا ثبت نمیشود یا فرد به فایل لازم دسترسی ندارد، آموزش فرمول بهتنهایی کار را حل نمیکند. پیش از نوشتن سرفصلها، مشخص کنید کدام بخش مشکل با یادگیری برطرف میشود و کدام بخش به تغییر روش کار نیاز دارد.
۴. توانایی انجام کار را از توانایی آموزش جدا کنید
انتخاب نیچ آموزش به دو توانایی وابسته است: انجام درست کار و تبدیل آن به قدمهایی قابل فهم. بلد بودن میانبرها یا داشتن مدرک، بهتنهایی نشان نمیدهد مخاطب پس از توضیح شما میتواند همان کار را مستقل انجام دهد.
یک فایل تمرینی با اطلاعات ساختگی آماده کنید و بخشی از کار را به فردی نزدیک به سطح مخاطب توضیح دهید. سپس از او بخواهید همان کار را روی نمونه دیگری انجام دهد. جاهایی که دوباره به کمک نیاز دارد، کمک میکند بفهمید کدام پیشنیاز یا مرحله به توضیح بیشتری نیاز دارد.
در نمونه اکسل، مرتب کردن فایل توسط مدرس کافی نیست؛ یادگیرنده هم باید بتواند ستونهای لازم را تشخیص دهد، خطای ثبت را پیدا کند و گزارش قابل بررسی بسازد. اگر انتخاب نیچ آموزش شما را به حوزهای فراتر از تخصصتان میبرد، محدوده درس را کوچکتر کنید یا پیش از تدریس از فرد صاحب صلاحیت کمک بگیرید.
این نکته در موضوعهای حساس اهمیت بیشتری دارد. برای نمونه، آموزش کار با یک نرمافزار مالی با آموزش تصمیمگیری مالیاتی یکسان نیست. محدوده تخصص، تجربه و شرایط حرفهای لازم برای موضوعی را که انتخاب میکنید روشن نگه دارید.
۵. رقبا و راهحلهای جایگزین را برای یافتن تفاوت بررسی کنید
بررسی رقبا به انتخاب نیچ آموزش کمک میکند، چون نشان میدهد مخاطب اکنون مشکلش را چطور حل میکند و پیشنهاد شما کجا بهتر متناسب میشود. وجود چند دوره، بهتنهایی نشانه فروش خوب آنها نیست؛ نبودن رقیب هم فرصت قطعی را ثابت نمیکند. شاید تقاضا کم باشد یا مردم راه دیگری برای حل مشکل داشته باشند.
چند آموزش مرتبط را از نظر مخاطب، پیشنیاز، تمرین، پشتیبانی و نتیجه وعدهدادهشده مقایسه کنید. فقط عنوان صفحهها را نخوانید؛ سرفصل و نمونه درس در دسترس را هم ببینید. بازدید یا تعداد دنبالکننده را معادل تعداد خریدار و کیفیت یادگیری نگیرید.
برای مسوول ثبت سفارش، راه جایگزین میتواند کمک گرفتن از همکار، استفاده از فایل آماده یا گزارش خود نرمافزار فروشگاه باشد. اگر فایل آماده نیاز او را برطرف میکند، دوره شما باید دلیل روشنی برای انتخاب شدن داشته باشد؛ مثلا آموزش رفع خطاهایی که هنگام استفاده از آن فایل پیش میآید.
تفاوتی را که مبنای انتخاب نیچ آموزش قرار دادهاید، در یک جمله بنویسید. در مثال فرضی: «تمرینهای این آموزش با فایل سفارش ساختگی انجام میشود تا فرد بتواند همان مراحل را روی فایل مشابه محل کارش اجرا کند.» برای ادعای متفاوت بودن، چنین تفاوت قابل مشاهدهای از جمله «جامعترین آموزش بازار» روشنتر است.
۶. هزینه و روش بهروز نگه داشتن آموزش را بسنجید
هزینه نگهداری محتوا را هم هنگام انتخاب نیچ آموزش بسنجید: کدام بخش ممکن است تغییر کند و اصلاح آن چقدر کار میخواهد؟ نیچی که به یک ابزار وابسته است، ممکن است با تغییر نسخه، منو یا دسترسیهای آن ابزار به اصلاح درسها نیاز پیدا کند.
برای مثال اکسل، نسخه نرمافزار و قابلیتهای لازم را مشخص کنید. اگر تمرین به قابلیتی وابسته است که مخاطب ندارد، یا باید راه سازگار دیگری آموزش دهید یا پیشنیاز را پیش از ثبتنام روشن کنید. تازه بودن محتوا زمانی ارزش دارد که مخاطب بتواند آن را در شرایط خودش به کار ببرد.
بخشهای متغیر را تا جای ممکن از توضیحهای پایه جدا نگه دارید. میتوانید راهنمای یک قابلیت تازه را در درس کوتاه مستقلی بیاورید تا اصلاح آن به ضبط دوباره همه دوره نیاز نداشته باشد. برای انتخاب نیچ آموزش متناسب با وقت خود، زمان بازبینی و پاسخگویی را هم در نظر بگیرید.
۷. پیش از ساخت دوره کامل، یک آموزش کوچک را امتحان کنید
برای آزمودن انتخاب نیچ آموزش، یک نتیجه محدود را هدف بگیرید که مخاطب بتواند در عمل به آن برسد. در مثال فرضی، یک کارگاه کوتاه برای ساخت گزارش از فایل سفارش نمونه، اطلاعات مفیدتری از ضبط همه فصلهای یک دوره بزرگ در اختیار شما میگذارد.
در معرفی این آموزش، مخاطب، پیشنیاز، تمرین و نتیجه مورد انتظار را روشن بنویسید. اگر پولی است، مبلغ، زمان، تعهدات و شرایط لغو را از ابتدا مشخص کنید. اگر رایگان است، مشارکت و انجام تمرین را بسنجید، اما آن را بهتنهایی اثبات آمادگی خرید دوره پولی ندانید.
پیش از اجرا، معیار بررسی انتخاب نیچ آموزش را روشن کنید: آیا افراد همان گروه ثبتنام میکنند؟ آیا میتوانند تمرین را تمام کنند؟ آیا برای آموزش بعدی درخواست مشخصی دارند؟ برای ادامه کار هم هزینه آمادهسازی، زمان پشتیبانی و امکان دسترسی دوباره به مخاطب را در نظر بگیرید.
یکی از قالبهای اجرای تمرین کوتاه، برگزاری چالش آموزشی است. قالب را متناسب با درس انتخاب کنید؛ هدف این مرحله، دیدن واکنش واقعی به یک آموزش مشخص است. لازم نیست برای بررسی یک ایده، از همان ابتدا برنامه بزرگی برگزار کنید.
۸. بازخورد را در رفتار و نتیجه یادگیری ببینید
درستی انتخاب نیچ آموزش را فقط با نظرخواهی نسنجید؛ ببینید مخاطب در عمل چه کاری انجام میدهد. جمله «موضوع جالبی است» با حضور در جلسه، انجام تمرین یا ثبتنام در آموزش بعدی یکسان نیست. هرکدام اطلاعات متفاوتی درباره علاقه، نیاز و آمادگی اقدام به شما میدهد.
بعد از آموزش، بهجای پرسش کلی «راضی بودید؟» بپرسید: «کدام مرحله را توانستید بدون کمک انجام دهید و کجا متوقف شدید؟» نمونه تمرین یا توضیح مرحلهای فرد میتواند نشان دهد اشکال از سطح درس، کیفیت توضیح یا انتخاب نیاز بوده است.
در یک فایل ساده، کنار نظر هر فرد بنویسید آیا از گروه هدف بوده، شرکت کرده، تمرین را انجام داده و برای ادامه اقدام کرده است. نوشتن نام و اطلاعات حساس او لازم نیست. از این یادداشت برای اصلاح درس استفاده کنید، نه ساختن آمار موفقیت از یک جمع کوچک.
اگر کسی ثبتنام نکرد، پیش از رد کردن انتخاب نیچ آموزش بررسی کنید پیشنهاد را چه کسانی دیدهاند و آیا توضیح آن روشن بوده است. اگر ثبتنام کردند ولی تمرین انجام نشد، مشکل دیگری دارید. این دو وضعیت به تصمیمهای یکسان نیاز ندارند.
۹. یادگیری خود را به ضعف مشخص در تدریس وصل کنید
سوالها و خطاهایی که پس از انتخاب نیچ آموزش میبینید، به شما کمک میکنند بفهمید چه چیزی را باید یاد بگیرید. دنبال کردن بیپایان دورههای تازه، بهخودیخود آموزش شما را بهتر نمیکند. گاهی لازم است بهجای قابلیت جدید ابزار، روش سادهتر توضیح دادن یا طراحی تمرین را یاد بگیرید.
مثلا اگر مخاطب با وجود دیدن درس، ارتباط ستونهای فایل سفارش را نمیفهمد، افزودن چند فرمول پیشرفته کمکی نمیکند. روی توضیح ساختار اطلاعات و تمرین تشخیص خطا کار کنید. سپس یک نمونه تازه بدهید و ببینید آیا فرد با کمک کمتر آن را انجام میدهد.
یادگیری تخصصی و یادگیری تدریس را هر دو در برنامه نگه دارید. امکان رشد دانش خود را هم در انتخاب نیچ آموزش در نظر بگیرید. اگر برای پاسخ دادن به سوالهای اصلی مخاطب هنوز آمادگی ندارید، همان بخش را پیش از گسترش دوره تقویت کنید.
۱۰. با شواهد انتخابتان را اصلاح کنید، نه با هر موج تازه
انعطاف در انتخاب نیچ آموزش، تغییر حسابشده مخاطب، نیاز یا شیوه آموزش بر اساس چیزهایی است که دیدهاید. با یک نظر منفی یا محبوب شدن یک موضوع دیگر، همه انتخاب قبلی را کنار نگذارید. ابتدا مشخص کنید کدام فرض شما با واقعیت سازگار نبوده است.
اگر در مثال فرضی، کارمندان تمرین را انجام میدهند ولی خرید به تصمیم مدیر وابسته است، شاید لازم باشد معرفی آموزش برای مدیر هم روشنتر شود. اگر افراد هنوز مقدمات را بلد نیستند، پیشنیاز یا سطح درس را اصلاح کنید. اینها با عوض کردن کامل موضوع فرق دارند.
وقتی برای انتخاب نیچ آموزش شواهدی از نیاز تکرارشونده، دسترسی به مخاطب و توان تدریس دارید، آموزش بعدی را مرحلهای بسازید. اگر مشارکت کم است، ابتدا بخش مبهم پیشنهاد را اصلاح و دوباره بررسی کنید. اگر پس از بررسی چند راه دسترسی و چند گفتگوی مرتبط، نشانه کافی نمییابید، کنار گذاشتن آن انتخاب هم قابل بررسی است.
برای همین امروز، فقط این جمله را کامل کنید: «من به ... کمک میکنم با یادگیری ... بتوانند ... را انجام دهند.» بعد نام یک گروه یا فرد مرتبط را بنویسید که میتوانید درباره مشکل واقعیاش با او گفتگو کنید. در شروع انتخاب نیچ آموزش، همین قدم کوچک از نوشتن فهرست بلند سرفصلها مفیدتر است.