1. شرکتهای بزرگ دستور کار متفاوتی دارند
شرکتهای بزرگ در بحث بازاریابی دستور کار بسیار متفاوتی نسبت به کسبوکارهای کوچک دارند. استراتژیها و اولویتهای آنها بسیار با شما فرق میکند. اولویتهای بازاریابی شرکتهای بزرگ چیزی شبیه به این است: 1. خشنود کردن هیئتمدیره 2. آرام کردن سهامداران 3. اقناع تعصبات مدیران 4. برآورده کردن انتظارات مشتریان فعلی 5. کسب جوایز تبلیغات و خلاقیت 6. جلب «حمایت» سهامداران و کمیتههای گوناگون 7. سودآوری اولویتهای بازاریابی کسبوکارهای کوچک چیزی شبیه به این است: 1. سودآوری همانطور که میبینید، بین اولویتهای بازاریابی شرکتهای کوچک و بزرگ یک دنیا تفاوت وجود دارد. پس طبیعتا باید در استراتژی و اجرا هم یک دنیا تفاوت داشته باشند.2. شرکتهای بزرگ بودجه بسیار متفاوتی دارند
استراتژی همراه با مقیاس تغییر میکند. درک این موضوع بسیار مهم است. آیا فکر میکنید کسی که در ساخت آسمانخراشها سرمایهگذاری میکند استراتژی سرمایهگذاری ملکیِ متفاوتی با یک سرمایهگذار کوچک املاک دارد؟ قطعا بله. استفاده از همان استراتژی در مقیاس کوچک جواب نخواهد داد. نمیتوانید فقط یک طبقه از آسمانخراش را بسازید و موفق شوید، به همه ۱۰۰ طبقه آن نیاز دارید. اگر شما ۱۰ میلیون دلار بودجه تبلیغاتی و سه سال زمان برای دستیابی به نتیجه سودآور دارید، در مقایسه با کسی که باید بهسرعت با بودجه ۱۰,۰۰۰ دلاری به سودآوری برسد، باید از استراتژی بسیار متفاوتی استفاده کنید. اگر از استراتژی بازاریابی شرکتهای بزرگ استفاده کنید، پول شما مثل قطرهای در اقیانوس خواهد بود؛ بیاثر است و کاملا هدر خواهد رفت چون استفاده از این استراتژی در مقیاسی که شما فعالیت میکنید اشتباه است.منبع: کتاب «طرح بازاریابی کسبوکارهای کوچک»
نویسنده: آلن دیب
ناشر: آریانا قلم
ترجمه: فواد معصومی