چگونه با استراتژی قیمت رقیبان را شکست دهیم؟
4.8
(4)

در این مقاله که برگرفته از ویدیویی از کانال یوتیوب ژان بقوسیان است، به نقش استراتژی قیمت در رشد کسب‌وکار پرداخته می‌شود. مسئله فقط این نیست چه قیمتی روی محصول یا خدماتمان بگذاریم، انتخاب قیمت، مستقیما بر حجم فروش، کیفیت خدمات، فشار تیم، سودآوری و جایگاه یک برند در بازار اثر می‌گذارد.

بسیاری از کسب‌وکارها تصور می‌کنند برای رشد باید ارزان‌تر باشند، محصولات بیشتری ارائه دهند و به افراد بیشتری بفروشند؛ اما این مسیر اغلب به رقابت فرسایشی، پشتیبانی سنگین و حاشیه سود پایین منتهی می‌شود. یک مسیر متفاوت وجود دارد: «محدود کردن انتخاب‌ها، تمرکز بر یک مزیت مشخص و استفاده از استراتژی قیمت بالاتر برای ارائه کیفیتی که رقبا به‌سادگی نمی‌توانند آن را تکرار کنند».

 

مدل سه لاین اتوبان در کسب‌وار

برای درک بهتر جایگاه هر کسب و کار، می‌توان بازار را شبیه اتوبانی با سه لاین در نظر گرفت. هر لاین، یک مدل رقابت و یک نوع نگاه به محصول، مشتری و قیمت‌گذاری را نشان می‌دهد.

استراتژی قیمت

لاین کندرو: قیمت پایین و فروش زیاد

کسب و کارهای لاین کندرو معمولا روی یک پیام ساده تمرکز دارند: «ما ارزان‌تر هستیم.» در این مدل، هدف فروش به افراد بیشتر است و مزیت اصلی، پایین‌تر بودن قیمت نسبت به رقبا به حساب می‌آید.

ممکن است این روش در شروع یک کسب‌وکار وسوسه کننده باشد. یک برند تازه‌تاسیس شاید اعتبار کافی نداشته باشد و برای جذب چند مشتری اول، ناچار شود قیمت پایین‌تری پیشنهاد دهد؛ اما ماندن طولانی در این مسیر خطرناک است.

هرچه شرایط اقتصادی سخت‌تر شود، رقابت سر قیمت پایین دشوارتر و کم سودتر می‌شود؛ زیرا همیشه کسب‌وکاری پیدا می‌شود که حاضر است با سود کمتر، قیمت پایین‌تری ارائه کند. در چنین وضعیتی، استراتژی قیمت مبتنی بر ارزان بودن، کسب‌وکار را وارد جنگی می‌کند که پایان مشخصی ندارد.

لاین میانی: تلاش برای همه چیز بودن

لاین میانی ظاهرا امن‌تر است؛ اما در واقع می‌تواند بسیار خسته‌کننده و پرهزینه باشد. کسب‌وکارهای این لاین سعی می‌کنند همه امکانات رقبا را داشته باشند، سبد محصول بزرگی ارائه دهند و برای همه گروه‌های مشتری جذاب باشند.

اگر رقیب فروش اقساطی راه بیندازد، آن‌ها هم باید سریعا فروش اقساطی اضافه کنند. اگر رقیب بسته‌بندی محصول را بهتر کند، آن‌ها نیز باید همان کار را انجام دهند. اگر رقیب محصول جدیدی عرضه کند، این کسب‌وکار احساس می‌کند عقب مانده است و باید محصول مشابهی به مجموعه خود بیفزاید.

نتیجه چیست؟
تیم دائما درگیر توسعه، تغییر، پشتیبانی و تقلید می‌شود. در این مدل، برند نه ارزان‌ترین بازار است و نه بهترین در یک زمینه مشخص. تلاش می‌کند برای همه، در همه چیز خوب باشد؛ اما معمولا در هیچ‌چیز واقعا بی‌رقیب نمی‌شود.

لاین تندرو: تمرکز محدود و کیفیت بی‌نقص

کسب و کارهای لاین تندرو در نقطه مقابل دو مدل قبلی قرار دارند. آن‌ها آگاهانه دامنه محصولات، خدمات و حتی مشتریان خود را محدود می‌کنند تا در یک یا چند زمینه مشخص، عالی‌ترین گزینه بازار شوند.

این کسب و کارها نمی‌خواهند برای همه مناسب باشند. به جای آن، تصمیم می‌گیرند برای گروهی مشخص از مشتریان، ارزشی خاص و باکیفیت ارائه کنند. چنین رویکردی، پایه اصلی یک استراتژی قیمت قدرتمند است؛ زیرا قیمت بالاتر زمانی پذیرفتنی می‌شود که کیفیت، تمرکز و تجربه مشتری نیز متفاوت باشد.

 

چرا تنوع زیاد همیشه مزیت نیست؟

افزودن محصولات و خدمات جدید، در نگاه اول نشانه رشد به‌نظر می‌رسد؛ اما هر محصول تازه فقط یک منبع درآمد بالقوه نیست. محصول جدید به زمان، سرمایه، آموزش تیم، تبلیغات، موجودی، پاسخگویی و پشتیبانی نیاز دارد.

رستورانی که فقط با یک محصول، مشهور شد

رستورانی را تصور کنید که همبرگر فوق العاده‌ای دارد. مشتریان حاضر هستند در صف بایستند تا همان همبرگر تهیه کنند. قرار نیست این رستوران در پیتزا، نوشیدنی، دکور، ده‌ها غذای فرعی و همه جزئیات دیگر بهترین باشد. دلیل مراجعه مشتری، یک ویژگی روشن است: «همبرگر آن رستوران».

اگر یک رستوران پنج سال تمام انرژی خود را روی بهتر کردن همبرگر بگذارد، احتمال بیشتری دارد به بهترین همبرگر بازار تبدیل شود؛ اما اگر بخواهد هم زمان کامل‌ترین منوی پیتزا، همبرگر، غذاهای متنوع و خدمات مختلف را ارائه کند، انرژی خود را میان ده‌ها موضوع تقسیم می‌کند.

نمونه اپل و قدرت تنوع محدود

اپل سال‌ها با تنوع محصول محدودتر از برخی رقبا فعالیت کرده است. در بازار تلفن همراه، بعضی تولیدکنندگان ده‌ها یا حتی صدها مدل مختلف دارند؛ اما اپل با تعداد محدودی محصول، تمرکز خود را بر تسلط و کیفیت تجربه کاربر قرار داده است.

نکته این نیست که هر کسب و کاری باید دقیقا مانند اپل عمل کند. نکته این است محدود بودن سبد محصول، در صورت همراهی با تمرکز و کیفیت، می‌تواند سودآوری بالایی ایجاد کند. استراتژی قیمت مناسب نیز از همین تمرکز تقویت می‌شود؛ نه از تلاش برای فروش همه چیز به همه افراد.

 

از تله طمع به تمرکز استراتژیک برسید

یکی از سخت‌ترین تصمیم‌ها در مدیریت کسب‌وکار، حذف کردن است. حذف محصولی که تعدادی مشتری دارد، حذف خدمتی که شاید درآمد کمی ایجاد می‌کند یا حذف بخشی از بازار که با هویت اصلی برند هماهنگ نیست، ابتدا ترسناک به نظر می‌رسد.

باید این پرسش را مطرح کنید: «آیا هر محصولی که فروش دارد، ارزش نگه داشتن دارد؟»

گاهی هفت یا هشت محصول از ده محصول یک مجموعه، فقط تمرکز تیم را می‌گیرند و سود چشمگیری ایجاد نمی‌کنند. در مقابل، یک یا دو محصول اصلی می‌توانند بخش عمده سود را بسازند.

اول کم کنید، سپس بی‌رقیب شوید

مسیر پیشنهادی روشن است:

1. محصولات و خدمات فعلی را بررسی کنید.
2. مشخص کنید کدام موارد سود کم، پیچیدگی بالا یا پشتیبانی سنگین دارند.
3. محصولات اصلی و سودآور را شناسایی کنید.
4. دامنه پیشنهادها را تا حد امکان محدود کنید.
5. انرژی تیم را صرف بی‌نقص کردن همان محصولات و خدمات منتخب کنید.

این رویکرد باعث می‌شود تیم به‌جای پخش شدن میان ده‌ها کار، روی برتری واقعی متمرکز شود. در نتیجه، اجرای استراتژی قیمت بالاتر نیز منطقی‌تر و آسان‌تر خواهد بود؛ چون کسب‌وکار واقعا ارزشی متمایز عرضه می‌کند.

 

چرا قیمت بالاتر استرس عملیاتی را کمتر می‌کند؟

یک جمله مهم در قیمت‌گذاری این است: قیمت بیشتر، استرس عملیاتی کسب‌وکار را کمتر می‌کند. بسیاری از مدیران دقیقا برعکس فکر می‌کنند. تصور می‌کنند قیمت پایین‌تر باعث فروش بیشتر و موفقیت بیشتر می‌شود؛ درحالی‌که فروش بیشتر با قیمت پایین اغلب فشار اجرایی زیادی می‌سازد.

فروش به ۱۰ نفر یا فروش به ۱۰۰۰ نفر؟

فرض کنید یک کسب‌وکار می‌خواهد سود مشخصی ایجاد کند. یک راه این است محصولی ارزان را به تعداد بسیار زیادی مشتری بفروشد. راه دیگر این است همان سود را از طریق فروش محدودتر و قیمت بالاتر به دست آورد.

خدمات دادن به ۱۰ مشتری، به مراتب ساده‌تر از پاسخگویی به صدها یا هزاران مشتری است. برای ۱۰ نفر می‌توان وقت گذاشت، تماس گرفت، نیازشان را دقیق‌تر فهمید و تجربه‌ای شخصی‌تر ایجاد کرد؛ اما وقتی حجم مشتری بسیار بالا می‌رود، کیفیت خدمات به دشواری حفظ می‌شود.

اگر قرار باشد در یک رویداد برای ۷۰۰ نفر غذا تهیه شود، ارائه غذای عالی کار پیچیده‌ای است. اما برای ۱۰ نفر می‌توان حتی درباره سلیقه غذایی تک تک افراد سؤال کرد و خدماتی دقیق‌تر ارائه داد. این تفاوت، مفهوم عملی یک استراتژی قیمت مبتنی بر فروش کمتر و ارزش بیشتر است.

پشتیبانی کمتر، کیفیت بالاتر

فروش ارزان و گسترده معمولا به تیم پشتیبانی بزرگ‌تر، فرایندهای پیچیده‌تر و شکایت‌های بیشتر نیاز دارد. هر مشتری ممکن است سوال، درخواست، مشکل یا انتظار متفاوتی داشته باشد. وقتی تعداد مشتریان زیاد شود، فشار بر تیم به سرعت بالا می‌رود.

در مقابل، فروش محدود با قیمت بالاتر امکان ارائه پشتیبانی عمیق‌تر و حرفه‌ای‌تر را فراهم می‌کند. کسب‌وکار می‌تواند به‌جای پاسخ‌های کلی و سریع، ارتباطی دقیق و ارزشمند با مشتری برقرار کند.

 

مثال تبلیغات: قیمت پایین چگونه عملیات را سنگین می‌کند؟

در خدمات تبلیغاتی نیز همین منطق وجود دارد. یک پلتفرم تبلیغاتی ارزان که به تعداد زیادی کسب و کار سرویس می‌دهد، باید روزانه حجم عظیمی از درخواست‌ها و آگهی‌ها را بررسی کند. تأیید یا رد شدن تبلیغ ممکن است روزها طول بکشد و مشتری نیز معمولاً نمی‌داند دقیقاً چه چیزی باید اصلاح شود.

اما در تبلیغات گران تر، مانند بیلبوردهای گران قیمت در مناطق مهم شهر، تعداد متقاضیان محدودتر است. ممکن است مجموعه ارائه دهنده فقط با چند مشتری جلسه برگزار کند، قرارداد ببندد و با تمرکز و زمان بیشتر خدمات بدهد.

این مثال نشان می‌دهد که قیمت بالاتر فقط درآمد را تغییر نمی‌دهد، بلکه مدل عملیات را هم عوض می‌کند. در بسیاری از کسب و کارها، استراتژی قیمت بالاتر یعنی مشتری کمتر، پیچیدگی کمتر و فرصت بیشتر برای ارائه کیفیت حرفه‌ای.

 

ترس از افزایش قیمت را مدیریت کنید

بسیاری از کسب‌وکارها قیمت خود را بالا نمی‌برند، نه به این دلیل که ارزش کافی ندارند؛ بلکه چون از واکنش بازار می‌ترسند. این ترس می‌تواند باعث شود یک برند سال‌ها با حاشیه سود پایین، فشار زیاد و تیم فرسوده ادامه دهد.

واقعیت این است که افزایش قیمت، در بسیاری از موارد اتفاق وحشتناکی ایجاد نمی‌کند. ممکن است تعداد خریداران کمتر شود؛ اما اگر این تغییر با بهبود پیشنهاد، تمرکز بیشتر و ارتباط شفاف همراه باشد، سود می‌تواند افزایش یابد و عملیات نیز ساده‌تر شود.

مخاطب کم لزوما مسئله نیست

گاهی مدیران از کم بودن دنبال‌کنندگان شبکه‌های اجتماعی یا محدود بودن مخاطبان خود ناراحت هستند؛ اما تعداد مخاطب به‌تنهایی معیار موفقیت نیست. مهم این است که چه تعداد از مخاطبان، مشتری مناسب محصول یا خدمت شما هستند و هر مشتری چه ارزشی برای کسب و کار ایجاد می‌کند.

ممکن است کسب و کاری با جامعه مخاطب کوچک‌تر؛ اما استراتژی قیمت دقیق‌تر، سود بیشتری از برندی با مخاطبان بسیار زیاد و محصولات ارزان داشته باشد. افزایش مخاطب زمانی مفید است که کسب‌وکار ظرفیت خدمت‌رسانی باکیفیت به آن حجم را داشته باشد.

 

چه زمانی قیمت بالاتر انتخاب مناسبی نیست؟

قیمت بالاتر یک نسخه ثابت برای همه کسب‌وکارها نیست. بعضی خدمات یا محصولات ممکن است واقعا امکان لوکس شدن یا افزایش چشمگیر قیمت را نداشته باشند. با این حال، حتی در این شرایط نیز باید از جنگ قیمت و فروش انبوه بدون سود مناسب دوری کرد.

مسئله اصلی این است هر کسب‌وکار باید بسنجد آیا سود حاصل از فروش زیاد، واقعا هزینه پشتیبانی، تبلیغات، نیروی انسانی و استرس اجرایی را پوشش می‌دهد یا نه. اگر پاسخ منفی است، زمان بازنگری در استراتژی قیمت و سبد محصول فرا رسیده است.

پرسش‌های کاربردی برای بازنگری در مدل کسب‌وکار

  • کدام محصول یا خدمت بیشترین سود را ایجاد می‌کند؟
  • کدام محصول بیشترین حجم پشتیبانی و دردسر را دارد؟
  • آیا مشتریان مشخصی هستند که حاضر باشند برای کیفیت بهتر، مبلغ بیشتری بپردازند؟
  • کدام محصولات را می‌توان حذف کرد تا تیم متمرکزتر شود؟
  • آیا قیمت فعلی، هزینه واقعی ارائه خدمات باکیفیت را پوشش می‌دهد؟
  • اگر تعداد فروش نصف شود، چگونه می‌توان کیفیت و قیمت را به گونه‌ای تغییر داد که سود حفظ یا بیشتر شود؟

 

مسیر خود را پیدا کنید

استراتژی قیمت فقط انتخاب یک عدد نیست؛ بلکه انتخاب مدل رشد کسب‌و‌کار است. رقابت با قیمت پایین و فروش زیاد می‌تواند فشار عملیاتی شدیدی ایجاد کند. تلاش برای همه‌چیز بودن نیز معمولا تمرکز را از بین می‌برد. مسیر پایدارتر، محدود کردن پیشنهادها، انتخاب مشتری مناسب، عالی شدن در یک حوزه خاص و قیمت‌گذاری متناسب با ارزش واقعی است.

کسب‌وکاری که با شجاعت محصولات اضافی را حذف می‌کند و انرژی خود را بر بهترین پیشنهادش می‌گذارد، فرصت بیشتری برای سودآوری، رشد سریع‌تر و ساختن جایگاهی بی‌رقیب در بازار خواهد داشت.

تمرکز بر یک مزیت مشخص و پرهیز از پراکندگی، تنها به حوزه قیمت‌گذاری محدود نمی‌شود؛ این اصل در بسیاری از تصمیمات کلیدی کارآفرینان نیز نمود پیدا می‌کند. اگر می‌خواهید بیشتر با اصولی آشنا شوید که به کارآفرینان کمک می‌کند به‌جای پراکنده‌کاری، روی مسیر درست و رشد پایدار تمرکز کنند، مطالعه‌ مقاله‌ «ده توصیه دن سالیوان به کارآفرینان» را نیز به شما پیشنهاد می‌کنیم.

 

میانگین امتیاز 4.8 / 5. تعداد آرا: 4

پیشنهاد ویژه

دانلود PDF

برای دانلود PDF کافی است عضو یا وارد حساب کاربری خود شوید!

کانال بله مدیرسبز